مجموعه: آموزش انواع غذاها
ناهار یکی از وعده های مهم برای بچه های مدرسه ای است. اگر کودک شما هم بد غذا است به شما پیشنهاد می کنیم از ساندویچ های زیر به عنوان ناهار کودکان مدرسه ای استفاده کنید.
ساندویچ کباب تابه ای با پنیر چدار
طبق روال یک کباب تابه ای نازک و بسیار کم چرب درست کنید. برای گرفتن روغن اضافی کباب تابه ای را روی دستمال روغن گیر بگذارید. درون نان لواش یک لایه کباب تابه ای، یک لایه پنیر چدار و چند پر کاهو بگذارید.
طرز تهیه ساندویچ کباب تابه ای با پنیر چدار
ساندویچ کباب تابه ای بوقلمون با فلفل قرمز و سس مایونز
با گوشت بوقلمون یک کباب تابه ای درست کنید. درون کباب تابه ای تان مقداری فلفل قرمز بریزید. این کباب تابه ای را درون نان تست قرار داده و با مقداری سس مایونز و کاهو مزه دار کنید.
ساندویچ کباب تابه ای بوقلمون با فلفل قرمز و سس مایونز
ساندویچ تن ماهی
تن ماهی را 20 دقیقه درون آب بجوشانید. تن ماهی را درون یک سبد ریخته و بگذارید تا روغن آن کاملا خارج شود. مقداری کاهو و خیارشور خرد کرده و با این تن ماهی مخلوط کنید. این مخلوط را درون نان های تست بریزید.
طرز تهیه ساندویچ تن ماهی
ساندویچ تخم مرغ با سس مایونز
تخم مرغ را آب پزکنید و بگذارید تا خنک شود. تخم مرغ ها را خرد کنید، خیارشور را هم خرد کرده و با سس مایونز مخلوط کنید. تخم مرغ های خرد شده را روی نان جو ریخته و از مخلوط سس مایونز و خیار شور روی تخم مرغها بریزید.
ساندویچ تخم مرغ با سس مایونز
ساندویچ پنیر و خیار و گوجه
این ساندویچ یکی از بهترین و قدیمی ترین ساندویچ ها برای بچه های مدرسه ای است. می توانید برای داشتن تنوع به آن مقداری اسفناج هم اضافه کنید.
ساندویچ پنیر و خیار و گوجه
ساندویچ ژامبون و بوداده و فلفل قرمز
با این که ژامبون و سوسیس جزو لیست غذاهای ممنوعه برای کودکان هستند ولی برای هر چند ماه یکبار و ایجاد تنوع اشکالی ندارد برای کودک تان ساندویچ ژامبون تنوری درست کنید.
ساندویچ ژامبون و بوداده و فلفل قرمز
پای مرغ و سیب زمینی
سینه مرغ را بگذارید تا کامل بپزد و خرد کنید. برای مزه دار شدن از مقداری پیاز، نمک، ادویه و پودر سیر استفاده کنید. سیب زمینی را نگینی و مقداری سرخ کنید. درون تابه تان مقداری پیاز کنید و نمک و ادویه و رب تفت داده و سیب زمینی و مرغ های خرد شده را اضافه کنید. این مخلوط را درون خمیر یوفکا ریخته ودرون فر قرار دهید تا کاملا بپزد.
طرز تهیه ساندویچ پای مرغ و سیب زمینی
منبع : seemorgh.com
مجموعه: اصول و فروع دین
عبادت به معنای اظهار ذلّت، عالیترین نوع تذلّل و كرنش در برابر خداوند است. در اهمیّت آن، همین بس كه آفرینش هستی و بعثت پیامبران (عالم تكوین و تشریح) برای عبادت است. خداوند میفرماید:
»و ما خلقت الجنّ و الانس الاّ لیعبدون»[1]
هدف آفرینش هستی و جن و انس، عبادت خداوند است.
كارنامه همه انبیاء و رسالت آنان نیز، دعوت مردم به پرستش خداوند بوده است:
«و لقد بعثنا فی كلّ امّه رسولاً أن اعبدوا اللّه و اجتنبوا الطّاغوت»[2]
پس هدف از خلقت جهان و بعثت پیامبران، عبادت خدا بوده است.
روشن است كه خدای متعال، نیازی به عبادت ما ندارد، «فانّ اللّه غنیٌّ عنكم»[3] و سود عبادت، به خود پرستندگان بر میگردد، همچنانكه درس خواندن شاگردان به نفع خود آنان است و سودی برای معلّم ندارد.
آنچه انسان را به پرستش و بندگی خدا وا میدارد (یا باید وادار كند) اموری است، از جمله:
1ـ عظمت خدا
انسان وقتی خود را در برابر عظمت و جلال خدایی میبیند، نا خود آگاه در برابر او احساس خضوع و فرو تنی میكند. آن سان كه در برابر یك دانشمند و شخصیت مهم، انسان خویشتن را كوچك و ناچیز شمرده، او را تعظیم و تكریم میكند.
2ـ احساس فقر و وابستگی
طبیعت انسان چنین است كه وقتی خود را نیازمند و وابسته به كسی دید، در برابرش خضوع میكند.
وجود ما بسته به اراده خداست و در همه چیز، نیازمند به اوییم. این احساس عجز و نیاز، انسان را به پرستش خدا وا میدارد. خدایی كه در نهایت كمال و بی نیازی است. در بعضی احادیث است كه اگر فقر و بیماری و مرگ نبود، هرگز گردن بعضی نزد خدا خم نمیشد.
3ـ توجّه به نعمتها
انسان، همواره در برابر برخورداری از نعمتها، زبان ستایش و بندگی دارد. یاد آوری نعمتهای بیشمار خداوند، میتواند قویترین انگیزه برای توجه به خدا و عبادت او باشد. در مناجاتهای امامان معصوم، معمولاً ابتدا نعمتهای خداوند، حتی قبل از تولّد انسان، به یاد آورده میشود و از این راه، محبت انسان به خدا را زنده میسازد آنگاه در خواست نیاز از او میكند. خداوند هم میفرماید:
»فلیعبدوا ربَّ هذا البیت، الّذی أطعمهم من جوعٍ و ءامنهم من خوفٍ»[4]
مردم پروردگار این كعبه را بپرستند، او را كه از گرسنگی سیر شان كرد و از ترس، ایمنشان نمود.
در آیهای دیگر است كه پروردگارتان را بندگی كنید، چون شما را آفرید.
4ـ فطرت
پرستش، جزئی از وجود و كشش فطری انسان است. این روح پرستش، كه در انسان فطری است، گاهی در مسیر صحیح قرار گرفته و انسان به «خدا پرستی» میرسد، و گاهی انسان در سایه جهل یا انحراف، به پرستش سنگ و چوب و خورشید و گاو و پول و ماشین و همسر و پرستش طاغوتها كشیده میشود.
انبیاء برای ایجاد حسّ پرستش نیامدهاند، بلكه بعثت آنان، برای هدایت این غریزه فطری به مسیر درست است.
علی ـ علیه السلام ـ میفرماید: «فبعث اللّه محمّدا بالحقّ لیخرج عباده من عباده الأوثان الی عبادته»[5] خداوند، محمّد ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ را به حق فرستاد، تا بندگانش را از بتپرستی، به خدا پرستی دعوت كند.
بیشتر آیات مربوط به عبادت در قرآن، دعوت به توحید در عبادت میكند، نه اصل عبادت. زیرا روح عبادت در انسان وجود دارد. مثل میل به غذا كه در هر كودكی هست، ولی اگر راهنمایی نشود، به جای غذا، خاك میخورد و لذّت هم میبرد!
اگر رهبری انبیاء نباشد، مسیر این میل فطری منحرف میشود و به جای خدا، معبودهای دروغین و پوچ پرستیده میشود. آنگونه كه در نبود حضرت موسی ـ علیه السّلام ـ و غیبت چهل روزهاش، مردم با اغوای سامری، به پرستش گوسالهی طلایی سامری روی آوردند.
فلسفه عبادات
احكام و برنامههای عبادی اسلام، همه حكمت و فلسفه دارد:
اولاً: به دلیل صدها آیه و حدیث، كه مردم را به تعقّل و تفكر فرا میخواند و هیچ مكتبی به اندازه اسلام به اندیشیدن دعوت نكرده است.
ثانیاً: یكی از انتقادهای شدید قرآن بر مشركان و بت پرستان، تقلید كور كورانه و بی دلیل از نیاكان است.
ثالثاً: خود قرآن، بارها در كنار بیان احكام و دستورها، به دلیل آن هم اشاره كرده است. امامان معصوم نیز در روایات، به بیان این حكمتها پرداختهاند و دانشمندان اسلام، گاهی به تألیف كتاب هایی پیرامون این موضوع اقدام كردهاند.[6]
به علاوه، با پیشرفت دانش بشری، روز به روز پرده از اسرار احكام الهی و دستورهای دینی برداشته میشود و هر چه از عمر اسلام میگذرد، بر عظمت و جلوهی آن افزوده میگردد.
با توجه به همهی نكات فوق، یاد آور میشود كه:
1ـ لازم نیست دلیل همه احكام را، همه مردم در همه زمانها بدانند. گاهی دلیل برخی از آنها الآن روشن نیست ولی گذشت زمان، آنرا روشن میسازد.
2ـ در فلسفه احكام، تنها نباید نظر به فواید و آثار مادّی آنها داشت و تنها به بعد اقتصادی و بهداشتی و... توجه كرد و از آثار روحی و معنوی آخرتی آن غافل بود.
3ـ كسی كه خدا را حكیم و دستورهایش را بر اساس حكمت میداند، نباید بخاطر اینكه امروز دلیل حكمی را نمیداند از انجام آن تخلّف كند. مریض، اگر بگوید: تا از خواص دارو آگاه نشوم مصرف نمیكنم، از درد خواهد مرد. البته باید دارو را مصرف كند و در صدد شناخت هم باشد.
4ـ در هر جا كه از قرآن و حدیث، دلیل محكمی بر فلسفه حكمی نداریم، بهتر است ساكت باشیم و با یك سری توجیهات و حدسیّات دلیل تراشی نكنیم.
5ـ اگر از بعضی اسرار جهان هستی آگاه شدیم، مغرور نشویم و توقع نداشته باشیم كه دلیل همه چیز را بدانیم.
6ـ از مدار عادی خارج نشویم و به دامن وسوسهها نیفتیم، همچنانكه مردم در مراجعه به پزشك، خود را در اختیار او قرار میدهند یا برای تعمیر اتومبیل خود، مكانیك را سؤال پیچ نمیكنند (چون به آگاهی پزشك و مكانیك، اعتقاد و باور دارند) در مسائل دینی هم كه به قانون خدا گردن مینهند، باید بپذیرند و عمل كنند. چرا كه خداوند، هم مهربانتر است، هم داناتر و حكیمتر. هم آینده را میداند، و هم آثار ظاهری و باطنی و نهان و آشكار را.
7ـ اگر گوشهای از اسرار حكم خدا را دانستیم، نباید خیال كنیم بر همهی اسرار واقف گشتهایم. آنكه دست خود را در دریا فرو میبرد، حق ندارد پس از بیرون آوردن دستش، به مردم بگوید: این همهی آب دریاست، بلكه باید بگوید: از آب دریا، این مقدار به سر انگشت من رسیده است. آنكه فلسفهی حكمی را بفهمد، نمیتواند خیال كند كه آنچه فهمیده، تمام است و دیگر جز آن چیزی نیست. مگر با عقل و فكر محدود انسانی، میتوان به عمق احكامی كه از علم بی انتهای خدا سر چشمه گرفته، پی برد؟
8ـ همان عقلی كه ما را به فهمیدن فلسفهی احكام دعوت میكند، همان میگوید: اگر جایی ندانستی، از آگاهانِ با تقوا بپرس. این همان تعبّد در مقابل اولیاء دین است.
اینك، پس از این مقدّمات، نمونه هایی را از قرآن و حدیث نقل میكنیم كه اشاره به فلسفهی احكام دارد.
امّا قرآن:
دربارهی نماز میگوید:
نماز، انسان را از فحشاء و منكر باز میدارد.[7]
در جای دیگر میگوید: نماز را برای یاد و توجّه به من بپا دار.[8]
و در جای دیگر: با یاد خدا، دلها آرام میگیرد.[9]
درباره روزه میگوید:
روزه بر شما واجب شد، تا آنكه اهل تقوا شوید.[10] چون بیشتر گناهان، از فوران غریزهی غضب و شهوت است.
روزه، جلوی طغیان آنها را میگیرد و تقوا پدید میآورد. و به همین جهت، آمار جنایات و جرایم در ماه رمضان كاهش مییابد.
دربارهی حج میگوید:
به زیارت حج بروند، تا منافعی فراوان بدست آورند.[11] فوائد و آثار اجتماعی و سیاسی حج، چیزی نیست كه جای شك و شبهه باشد.
درباره زكات میگوید:
از مردم و اموالشان زكات بگیر، تا آنان را (از روح بخل و دنیا پرستی) پاك كنی.[12]
درباره قمار و شراب میگوید:
شیطان توسّط آنها میان شما دشمنی و كینه برقرار میكند و شما را از یاد خدا دور میسازد.[13]
و قصاص را، مایه حیات اجتماع میداند[14] چرا كه در جامعه، اگر جنایتكار، به كیفر نرسد، آن جامعه مرده و جنایت پرور و مظلوم كوب میشود و امنیّت (كه حیات اجتماعی است) از میان میرود.
اینها نمونه هایی از آیات قرآن بود كه به آثار و حكمتهای احكام الهی اشاره داشت.
امّا حدیث:
از میان انبوه احادیث دربارهی این موضوع، تنها به چند جمله از یكی از سخنان امیر المؤمنین ـ علیه السلام ـ در نهج البلاغه اشاره میكنیم:[15]
»فرض اللّه الایمان تطهیرا من الشرك و الصلوهَ تنزیهاً عن الكِبر و الزكوه تسبیباً للرّزق...»
خداوند، ایمان را برای پاكسازی از شرك، واجب ساخت و نماز را برای پاك ساختن از تكبر، و زكات را بعنوان سبب سازی برای رزق و روزی و...
ایمان به خدا، انسان را از افكار شرك آلود و عشقهای پوچ و تكیهگاههای ناتوان نجات میبخشد.
نماز، كه توجه به سرچشمهی همهی بزرگیها و استمداد از كانون قدرت و عظمت است، كبر را از انسان میزداید.
زكات، مهرههای از كار افتادهی جامعه را به كار میاندازد و محرومان و ورشكستگان را به نوا و قدرت میرساند و مهر و عطوفت نسبت به مردم را در دلها زنده میسازد و محبّت مال و دنیا، از دل زكات دهنده بیرون میرود.
[1] . ذاریات/56.
[2] . نحل/36.
[3] . زمر/7.
[4] . قریش/3ـ4.
[5] . نهج البلاغه، خطبه 147.
[6] . مانند: علل الشرایع از صدوق و دهها كتاب دربارهی اسرار نماز و حج و... .
[7] . «ان الصلوه تنهی عن الفحشاء و المنكر» عنكبوت/45.
[8] . «اقم الصلوه لذكری» طه/14.
[9] . «الا بذكر الله تطمئن القلوب» رعد/28.
[10] . «لعلكم تتّقون» بقره/183.
[11] . «لشهدوا منافع لهم» حج/28.
[12] . «خذ من اموالهم صدقه تطهرهم» توبه/103.
[13] . «یرید الشیطان ان یوقع بینكم العداوه و البغضاء و یصدّكم عن ذكر الله» مائده/91.
[14] . «ولكم فی القصاص حیاه...» بقره/179.
[15] . نهج البلاغه، صبحی صالح، حكمت 252، فیض الاسلام، حكمت 244.
منبع:andisheqom.com
مجموعه: اصول و فروع دین
هر موجودي اعم از گياهان و حيوانات براي هدف معيني خلق شدهاند
در مكتب اسلام، جهان هستي و موجودات در آن و بخصوص انسان، به سوي مقصدي معلوم در حركت است و چنين نيست كه عالم هستي در مسيري نامشخص و مبهم و بي هيچ هدفي در حركت باشد بلكه آفريدگار جهان، آن را به سوي مقصدي و هدفي معين و روشن رهنمون ساخته است. اعتقاد به اصل هدفمندي عالم و عبث نبودن آفرينش آن، نقش مهمي در حيات انسان ايفا ميكند و چنين انساني هرگز جهان و زندگاني در آن را لغو و بيهوده نمييابد بلكه سعي و تلاش او در اين جهت است كه حيات و زندگي خويش را با نظام آفرينش هماهنگ سازد.[1]
معناي هدف در كارهاي خداوند و بشر
با اندكي تفكر و مطالعه در جهت شناخت خداوند متعال و انسان، به اين نكته ميرسيم كه تفاوت و روشني ميان خداوند و بشر وجود دارد. خداوند وجودي است كه از هيچ جهت محدوديت و نقصي نمي توانيم در او بيابيم و فقر و نياز هرگز در ذات پاك خداوند تصور نميشود. او وجودي است كه داراي همة صفات كمال ميباشد و خالق همة جهان هستي است.
اما انسان بر عكس موجودي است كه مخلوق است و سراسر وجودش نياز و احتياج است و موجودي است كه هر لحظه به لحظه از عمرش احساس نياز ميكند بعنوان مثال حال انسان طوري است كه اگر مثلاً لحظهاي در جائي قرار گيرد كه هوا نداشته باشد اين انسان حياتش را از دست خواهد داد پس انسان موجودي است سراسر احتياج و نياز به خداوند متعال.
با توجه به اين مطلب هدف در كارهاي خداوند بايد با معناي هدف در كارهاي انسان متفاوت باشد. انسان همه كارهايش در جهت رفع نيازمنديهاي مادي و معنوي است و هدفي جز در جهت رفع كمبودها و نقصها از كارهايش ندارد اما نميتوانيم اين معناي از هدف را در كارهاي خداوند مطرح كنيم چونكه همانطور كه گفته شد خداوند از هر نقص، نياز و احتياجي بدور است لذا نمي توانيم هدف در كار خداوند را در جهت رفع كمبود و نيازمنديها در نظر بگيريم بنابراين هدف در كارهاي خداوند داراي معني ديگري است و در واقع هدف او به نفع مخلوقات است يعني خداوند كاري كه انجام ميدهد در جهت فايده و سود رسانيدن به مخلوقات و موجودات عالم هستي است.
هدف از آفرينش و خلقت عالم چيست؟
اين سؤال كه خداوند چه حكمت و مصلحتي در خلقت عالم در نظر داشته، براي كسي پيش ميآيد كه با دلايل عقلي و قطعي، خدائي يكتا كه داراي همه صفات كمال باشد را اثبات كرده باشد.[2]
هر موجودي از گياهان و حيوانات اعم از پرندگان و حشرات و حيوانات صحرا و دريا، براي هدف معيني خلق شدهاند و به خوبي ميبينيم كه هر كدام براي محيط و شرايط ويژهاي آفريده شدهاند و هماهنگي كاملي با محيط خود دارند. و آنچه مورد نيازشان است در اختيارشان قرار داده شده است و اينكه هيچ موجودي بعد از آفرينش به حال خود رها نشده است يكي از نكاتي كه توجه ما را به اصل هدفمندي آفرينش موجودات سوق ميدهد، توجه به وجود نظم در ميان پديدهها و هماهنگي در نظام طبيعت است اگر اندكي در كيفيت طلوع و غروب كردن خورشيد و حركت ماه و ستارگان و نظم حاكم در روابط آنها دقت كنيم متوجه ميشويم كه اين نظم و حركت آنها بر اساس تدبيري صورت گرفته است و نميشود بطور تصادفي و بي هيچ هدفي باشد.[3] در قرآن كريم در پاسخ به اين سؤال، آيات فراواني وجود دارد. در مجموعهاي از آيات[4] قرآن كريم آمده است كه آفرينش جهان هستي بر اساس حق استوار است يعني بر باطل نبوده و از روي بازي و لهو و لعب صورت نگرفته است. و اينكه خداوند موجودات را به سوي هدف معيني راهنمايي و هدايت فرموده است.
خلقت همه موجودات عالم در جهت فراهم آوردن زمينه براي رشد و شكوفايي انسان است
در قرآن كريم آمده است «خداوند آسمانها و زمين و آنچه را كه ميان آن دو است، جز به حق ... نيافريده است. و {با اين همه} بسياري از مردم لقاي پروردگارشان را سخت منكرند».[5] مطلب ديگر اين است كه مطالعه اجمالي در جهان آفرينش، ما را از حقيقت روشني آگاه ميسازد و آن اين است كه سراسر جهان محل رشد و پرورش موجودات و تكامل آنهاست. هر موجودي از جماد (مثل سنگ)، نبات (مثل گياهان) و حيوان تا برسد به انسان كه شريفترين مخلوقات است، همگي براي رسيدن به هدف و مقصد مشخص خلق شدهاند و ابزار رشد و كمال هر موجودي در اختيارش قرار داده شده است و هر يك با برنامه مخصوصي به سوي كمال مي شتابد.
همه موجودات جهان هر روز و هر لحظه از مرحلهاي به مرحلهاي ديگر از رشد و كمال ميرسند مثلاً يك درخت برومند روز نخست يك سلولي بيش نبوده سپس به تدريج پس از طي مراحلي رشد كرده و به صورت عظيمترين درختِ جهان در آمده است و يا آن جاندار بزرگ در آغاز به صورت سلولي در رحم مادر يا در ميان تخمي سربسته محبوس بود. بعداً در پرتو ارادة حكيمانه خداوند از پائينترين مرحله به آخرين مرحله كمال شايستة خود رسيده است. انسان نيز جزئي از جهان آفرينش است و همين قانون نيز در مورد او برقرار است و هدف از آفرينش او جز اين نيست كه به كمال شايسته و لايق به خود برسد و استعدادهاي نهفتة خويش را شكوفا كند.
مطلب ديگري كه در پاسخ به اين سؤال در آيات و روايات به آن اشاره شد اين است كه جهان و بسياري از موجودات آن به خاطر انسان آفريده شدهاند يعني موجودات عالم آفريده شدهاند فقط براي يك موجود كه آن انسان است. همه موجودات در خدمت انسان هستند و انسان براي رفع نيازمنديهايش از آنها بهره گرفته و در مسير كمال شايستة خود حركت ميكند.
موجودات مادي و نظام دنيا با تمام وسعتش كه عبارتند از آسمانها و زمين و موجودات در آنها، همه براي اين خلق شدهاند تا زمينه ساز پيدايش و تكامل موجودي بنام انسان بشوند و نظام دنيا شكل گرفته تا انسان در اين عالم استعدادهايش را شكوفا كند و با شركت در آزمايش الهي، قواي نهفتة خويش را به مرحله ظهور و تحقق برساند يعني انسان رنگ خدايي به خود و كارهاي خود ببخشد و طوري زندگي كند كه كارهاي او مورد رضاي خداوند باشد و صفات خداوند را از خود بروز دهد و به نمونهاي از انسان كامل تبديل شود.[6]
از اين روست كه قرآن در آياتي[7] هدف از خلقت آسمانها و زمين و نعمتهاي در آن را، آزمايش شدن بشر بيان ميكند قرآن كريم در اين باره ميفرمايد كه:
«و اوست كه آفريد آسمانها و زمين را ... تا بيازمايد شما را كه كدامتان نيكوتريد در كردار».[8] يعني خداوند خواهان اين است كه بندگان او كارهايي كه انجام ميدهند بر اساس دستورات الهي و مورد رضايت او و در جهت عبادت او يا در جهت خدمت به بندگان او باشد. در آياتي ديگر،[9] رسماً بيان ميكند كه اين عالم طبيعت از آسمانها و زمين و موجودات و نعمتهاي الهي در آن،همه براي شما انسانها آفريده شدهاند تا شما بهره مند گرديد يعني همه اين موجودات و نعمتها در خدمت بشرند و زمينه ساز رشد و تعالي و كمال بشر ميباشند. در سوره بقره آمده است «او خدايي است كه خلق كرد براي شما تمام آنچه كه در زمين است».[10] شعر:
ابر و باد و مه و خورشيد و فلك در كارند تا تو ناني به كف آري و به غفلت نخوري
نكته اي كه اين بيت شعر در بيان آن است عدم غفلت انسان است يعني اي انسان غفلت نكن از خالق خودت، غفلت نكن از وظيفهاي كه در برابر او داري، غفلت نكن نسبت به برادران ديني خود و ... امير المؤمنين ـ عليه السّلام ـ در تفسير آيه ميفرمايد: او خدايي است كه خلق كرد براي شما تمام آنچه در زمين است براي اينكه عبرت بگيرد و به وسيله آن به بهشت و رضوان الهي برسيد و از عذاب او دور شويد».[11]
نتيجه
از آنچه گفته شد به اين نتيجه ميرسيم كه آفرينش عالم هستي، بر اساس هدف و مقصد روشن ميباشد و آن هدف تكامل و رشد و شكوفايي در موجودات عالم است بلكه در جهت رشد و تكامل شريفترين موجودات، بنام انسان ميباشد و همه موجودات عالم خلقت رشد و تكامل آنها نيز در جهت فراهم آوردن زمينه براي رشد و شكوفايي انسان است. انسان ميتواند با پرستش و عبادت خداوند و با انجام اعمالي كه مورد رضايت اوست رشد و تكامل يابد و به مقام قرب الهي و رضوان الهي بر,
==============================
پي نوشت ها:
[1] . رجوع شود به: جمعي از نويسندگان، معارف اسلامي، انتشارات نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاهها، چاپ ششم، 1378، ص160.
[2] . رجوع شود به: موسوي همداني، پاسخ به پرسشهاي ديني، قم، انتشارات جامعه مدرسين حوزه علميه، چاپ چهارم، 1357، ص202.
[3] . رجوع شود به: مكارم شيرازي، ناصر، پيام قرآن، تهران، دار الكتب الاسلاميه، 1376، ص132ـ133.
[4] . رجوع شود به: انبياء/18ـ16، ص/27، دخان/9ـ38، احقاف/3، زمر/5، جائيه/22.
[5] . روم/8.
[6] . رجوع شود به: مكارم شيرازي، ناصر و سبحاني، جعفر، پاسخ به پرسشهاي مذهبي، مطبوعاتي هدف، چاپ اول، 1377، ص80ـ79.
[7] . هود/7، كهف/7، ملك/2.
[8] . هود/7.
[9] . جاثيه/13ـ12.
[10] . بقره/29.
[11] . رجوع شود به: فقيهي، علي نقي، شناخت راه و مقصد، قم، انتشارات جامعه مدرسين حوزه، چاپ اول، 1376، ص23ـ21.
منبع:andisheqom.com

















