





مجموعه: مناسبتها در ایران و جهان
مشروح وقایع ماه محرم الحرام
روز اول ماه محرّم الحرام:
۱.آغاز ایام حسینی
اولین روز از ماه حزن و اندوه آل محمدعلیهم السلام است،که همه انبیاء وملائکه و شیعیان و دوستان اهل بیت علیهم السلام محزون اند.باید گفت:ماه حزن واندوه تمام عالم است،چرا که همه ساله از اول محرم تا روز عاشورا پیراهن پاره پاره سیدالشهداء علیه السلام را از عرش خدا رو به زمین می آویزند و حزن واندوه عالم را فرا می گیرد.
همچنین آغاز مجالس عزاداری حضرت اباعبدالله علیه السلام است،که مردم را به امور اعتقادی خویش آشنا می کند،ودستورات دین خود را از حسینیه ها و تکایا و مساجد به خانه های فکر ودل خود به ارمغان می برند. شرکت در مراسم عزاداری امام حسین علیه السلام واشک بر آن حضرت،از وظایف ما در زمان غیبت امام زمان علیه السلام است.
۲-ماجرای شعب ابی طالب علیه السلام
در پی بالا گرفتن قدرت اسلام پس از بعثت پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم قریش پیمان نامه ای نوشتند وطی آن قرار گذاشتند با بنی هاشم تکلم نکنند و با آنان هم سفره وهمنشین نشوند و معامله ننمایند؛و آنان را به گونه ای در فشار قراردهند که پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم را به قریش تحویل دهند تا آن حضرت را به قتل رسانند . حضرت ابوطالب علیه السلام بنی هاشم را به دره ای که منتسب به آن حضرت بود برد،و اطراف آن را محکم کرده وبرای حفظ جان پیامبر صلی الله علی وآله وسلم شبانه روز کمر همت بست.
آن حضرت شبها با شمشیر پروانه وار گرد شمع وجود پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم می گردید ومی فرمود :«تا زنده ام دست از یاری او برنمی دارم.»او در هرشب چند بار محل خواب پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم را تغییر می داد وعزیزترین فرزند خود یعنی امیرالمؤمنین علیه السلام را به جای آن حضرت می خوابانید،و روز فرزندان خود و فرزندان برادرانش را به حفاظت از آن حضرت می گماشت. در مدتی که در شعب بودند بر آن حضرت ومسلمانان بسیار سخت گذشت ،تا آنجا که شبها صدای گریه اطفال گرسنه بنی هاشم را ساکنین اطراف شعب می شنیدند.
پس از دو سال و چند ماه خداوند موریانه را مأمور کرد،وپیمان نامه آنان را از بین برد به جزء اسماء الهی که در آن بود. حضرت ابوطالب علیه السلام این خبر را به کفار داد،و آنان با دیدن چنین معجزه ای دست از تصمیم خود برداشتند وبنی هاشم به خانه های خود بازگشتند.۲
3-جنگ ذات الرقاع
در سال چهارم هجرت _به تحریک قریش _بین مسلمانان و قبایلی که اطراف مدینه زندگی می کردند و قصد محاصره مدینه را داشتند جنگی در گرفت .پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم با ۴۰۰یا۷۹۰ نفر از مدینه بیرون رفتند.در این غزوه حضرت نماز خوف خواندند و جنگ تا سه روز طول کشید تا شر آنان دفع شد.این واقعه به قولی در ۱۵جمادی الاولی بوده است.
4- اولین جمع آوری زکات
در روز اول محرم پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم برای اولین بار مأمورانی را برای جمع آوری زکات و صدقات به اطراف مدینه فرستادند.
5- امام حسین علیه السلام در راه کربلا
روز اول محرم،امام حسین علیه السلام در قصر بنی مقاتل نزول اجلال فرمودند، و از عبیدالله بن حر جعفی دعوت به یاری نمودند، ولی او اجابت نکرد و بعداً پشیمان شد.۵
6- قیام مردم مدینه برعلیه یزید
در این روز در سال۶۳ ه مردم مدینه برای قیام علیه یزید حرکت کردند.قضیه از آنجا آغاز شد که جمعی از اهالی مدینه به رهبری عبدالله بن حنظله به شام رفتند و دستگاه یزید وشرابخواری و قماربازی و سگ بازی او را دیدند،وبه مدینه بازگشته ومردم را از وضع فساد دربار اموی آگاه ساختند.با شنیدن این اخبار همگان بر خلع یزید اتفاق نمودند،و به سرپرستی عبدالله علیه یزید قیام نمودندو افراد اموی ساکن مدینه رابیرون کردند.لشکر شام پس از اطلاع از این قیام به طرف مدینه حرکت کرد و واقعه حرّه پیش آمد.
7- کلام عاشورایی امام رضا علیه السلام
در روز اول محرم ریّان بن شبیب خدمت امام رضا علیه السلام رسید.حضرت به او فرمودند:ای پسر شبیب ،مردم عرب در زمان جاهلیت جنگ را در ایام محرم حرام می دانستند؛ولی این امت احترام این ماه را از بین بردند و حرمت پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم را رعایت نکردند.در این ماه خون ما را حلال دانستند ،و هتک حرمت ما را کردند وفرزندان و زنان ما را اسیر نمودند، و سراپردۀ ما را آتش زدند و اموال ما را غارت کردند و رعایت احترام رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم را دربارۀ ما ننمودند.
همانا روز شهادت حسین علیه السلام پلک چشمان ما را مجروح کرد واشکهای ما را روان ساخت ودل ما را سو زاند؛وعزیز ما را در زمین کربلا ذلیل کرد ونزد ما محنت و بلا را تا روز جزا به ارث گذارد. پس گریه کنندگان باید بر حسین علیه السلام بگریند،زیرا که گریه بر او گناهان بزرگ را از بین می برد.
ای پسر شبیب ، اگر خواستی بر چیزی گریه کنی برحسین بن علی علیه السلام گریه کن،چه اینکه آن حضرت را کشتند چنانکه گوسفند را می کشند،و با آن حضرت ۱۸ نفر از اهل بیت او کشته شدند که روی زمین شبیه ونظیری نداشتند. آسمان های هفتگانه و زمین ها در شهادت آن حضرت گریستند.چهار هزار ملک روز عاشورا برای نصرت آن حضرت آمده بودند و دیدند حضرت شهید شده اند.لذا پریشان وغبار آلود به مجاورت آن قبر مطهر مأمور شدند،تا حضرت قائم علیه السلام ظهور کنند و از یاران او باشند و شعارشان “یالثارت الحسین“است.
ای پسر شبیب، اگر دوست داری که با ما در درجات عالی بهشت باشی محزون باش برای حزن ما وشاد باش در شادی ما؛وبر تو باد ولایت ما که اگر کسی سنگی را دوست داشته باشدخداوند متعال او را با همان سنگ محشور می کند….
۱.خصائص الزینبیه:ص۴۹،خصیصه نوزدهم.
۲.قلائد النحور:ج محرم وصفر،ص۹٫ الوقایع و الحوادث:ج۲ص۷٫
۳.الوقایع و الحوادث:ج۲ص۴۵٫توضیح المقاصد:ص۲-۳٫ وقایع الشهور:ص۹۸٫
۴.الوقایع و الحوادث:ج۲ص۴۲٫٫قلائد النحور:ج محرم وصفر،ص۱۵
۵.ارشاد:ج۲ص۸۱٫
۶.الوقایع و الحوادث:ج۲ص۴۹٫
۷.بحار الانوار:ج۹۸ص۱۰۲،ج۱۴ص۱۶۴٫امالی صدوق:ص۱۱۱٫اقبال:ص۵۴۴٫عیون اخبار الرضاعلیه السلام:ج۱ص۲۳۳٫
روز دوّم ماه محرّم الحرام:
۱-ورود امام حسین علیه السلام به کربلا
بنابر مشهور در این روز در سال ۶۱ه آقا ومولایمان حضرت اباعبدالله الحسین سید الشهداء علیه السلام با اهل بیت و اصحابشان وارد کربلای معلی شدند.(۱)
در آنجا اسب حضرت حرکت نکرد. امام پرسیدند:نام این زمین چیست؟گفتند:”غاضریه“نام دیگرش را پرسیدند گفتند:”شاطئ الفرات“اسم دیگری هم دارد؟گفتند:”کربلا“هم می گویند. در این هنگام حضرت آهی کشیدند و گریه شدیدی نمودند و فرمودند:”اللهم انی أعوذ بک من الکرب و البلاء.“به خدا قسم زمین کربلا همین است.به خدا قسم اینجا مردان ما را می کشند! بخدا قسم اینجا زنان و کودکان مارا به اسیری می برند!بخدا قسم اینجا پرده حرمت ما دریده می شود.ای جوان مردان ، فرود آیید که محل قبرهای ما اینجاست….”(۲)
۱. ارشاد:ج۲ص۸۴٫قلائد النحور :جمحرم وصفر،ص۲۴٫ الوقایع و الحوادث :ج۲ص۸۹٫ مناقب ابن شهر آشوب :ج۴ص۱۰۵٫ جلاء العیون:۳۷۹٫ معالی السبطین:ج۱ص۲۸۵٫
۲. از مدینه تا مدینه :ص۲۳۶٫ فیض العلام :ص۱۴۲٫
روز سوّم ماه محرّم الحرام:
1-نامه امام حسین علیه السلام برای اهل کوفه
در این روز امام حسین علیه السلام برای بزرگان کوفه نامه ای نوشتند و آن را به قیس بن مسهّر صیداوی دادند که به کوفه برساند.مأمورین بین راه قیس را گرفتند،و پس از آنکه او بر ضد یزید وابن زیاد سخن گفت، او را به شهادت رساندند.(۱)
2- ورود عمر بن سعد به کربلا
در این روز عمر بن سعد با با شش یا نه هزار سوار برای قتل پسر پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم وارد کربلا شد و در مقابل آن حضرت لشکر گاه ساخت و خیمه برافروخت.ورود ابن سعد به کربلا در روز چهارم هم نقل شده است.(۲)
۱.قلائد النحور:ج محرم وصفر،ص۴۱٫
۲.قلائد النحور:ج محرم وصفر،ص۴۰٫از مدینه تا مدینه :۳۴۳٫ معالی السبطین:ج۱ص۳۰۱٫ فیض العلام:ص۱۴۳٫
روز چهارم ماه محرّم الحرام:
۱-فتوای شریح قاضی به قتل امام حسین علیه السلام
در این روز از سال ۶۱ ه ابن زیاد با استناد به فتوایی که از شریح قاضی گرفته بود، در مسجد کوفه خطبه خواند و مردم را به کشتن امام حسین علیه السلام تحریص کرد.(۱)
۱.الوقایع الحوادث:ج۲ص۱۲۴٫
ششم ماه محرّم الحرام:
۱-یاری طلبیدن حبیب بن مظاهر از بنی سعد
در شب ششم جناب حبیب بن مظاهر اسدی با اذن امام حسین علیه السلام برای آوردن یاور وکمک ، به قبیله بنی اسد رفت. اسدیان پذیرفتند وحرکت کردند، ولی جاسوسان به عمر سعد خبر دادند و او عده ای را فرستاد تا مانع آنها شوند.لذا درگیری رخ داد که در این میان جمعی از بنی اسد شهید و زخمی وبقیه ناگزیر به فرار شدند و حبیب به خدمت حضرت آمد و جریان را عرض کرد.(۱)
۲- اولین محاصره فرات در کربلا
به نقلی عمر سعد ،شبث بن ربعی خبیث را همراه سه هزار مرد سفاک با کوبیدن طبل و دهل کنار فرات فرستاد که اطراف آن را به محاصره در آوردند.(۲)
3- تراکم لشکر یزید در کربلا
در این روز لشکرزیادی برای جنگ با حضرت اباعبدالله علیه السلام جمع شدند.(۳)
۱.الوقایع الحوادث:ج۲ ص۱۴۹٫از مدینه تا مدینه:ص۳۶۸-۳۷۰٫
۲.از مدینه تا مدینه:ص۳۶۰٫
۳.الوقایع الحوادث:ج۲ ص۱۵۳٫
روز هفتم ماه محرّم الحرام:
۱-ملاقات امام حسین علیه السلام با ابن سعد
در شب هفتم امام حسین علیه السلام ملاقات وگفتگو کردند. خولی بن یزید اصبحی چون عداوت شدیدی با امام حسین علیه السلام داشت ماجرا را به عمر سعد گزارش داد و آن ملعون نامه ای برای عمر سعد نوشت و او را از این ملاقات ها بر حذر داشت و دستور منع آب را صادر کرد.۱
۲ -منع آب از امام حسین علیه السلام
در این روز آب را بر اهل بیت سید الشهداء علیه السلام بستند، چه اینکه نامه ابن زیاد بدین مضمون رسید که نگذارید حتی یک قطره آب هم به آنها برسد. عمرو بن حجاج زبیدی با جهار هزار تیرانداز مآمور منع آب فرات شدند،که به هیچ وجه آبی به خیمه گاه پسر پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم برده نشود.۲
۱.قلائد النحور:ج محرم وصفر،ص۶۳٫معالی السبطین:ج۱ص۳۱۵٫
۲.الوقایع و الحوادث:ج۲ص۱۵۳٫٫فیض العلام:ص۱۴۶٫
روز هشتم ماه محرّم الحرام:
۱- قحط آب در خیمه های حسینی
در این روز آب در خیمه های سید الشهداء علیه السلام نایاب شد.۱
۱.قلائد النحور:ج محرم وصفر،ص۸۱٫الوقایع و الحوادث:ج۲ص۱۵۴٫
روز نهم ماه محرّم الحرام (تاسوعا):
۱-محاصره خیمه ها در کربلا
امام صادق علیه السلام فرمودند: تاسوعا روزی بود که حسین علیه السلام و اصحابش را در کربلا محاصره کردند و سپاه شام بر قتل آن حضرت اجتماع نمودند،و پسر مرجانه و عمر سعد به خاطر کثرت سپاه ولشکری که برای آنها جمع شده بود خوشحال شدند،وآن حضرت و اصحابش را ضعیف شمردند ویقین کردند که یاوری از برای او نخواهد آمد واهل عراق حضرتش را مدد نخواهند نمود.۱
۲- آمدن امان نامه برای فرزندان ام البنین علیها السلام
در این روز شمر ملعون برای حضرت عباس علیه السلام و برادرانش امان نامه آورد . ۲آن لعین خود را نزدیک خیام با جلالت حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام رسانید وبانگ برآورد:”أین بنو اختنا“: “پسران خواهر ما کجایند“؟ولی آن بزرگواران جواب ندادند.امام حسین علیه السلام فرمودند:جواب او را بدهید اگر چه فاسق است.
حضرت عباس علیه السلام در جواب فرمودند:چه می گویی؟شمر گفت:من از جانب امیر برای شما امان نامه آورده ام. شما خود را به خاطر حسین علیه السلام به کشتن ندهید.
حضرت عباس علیه السلام با صدای بلند فرمود:”لعنت خدا بر تو وامیر تو (و برامان تو ) باد . ما را امان میدهید در حالیکه پسر رسول خدا را امان نباشد“؟!۳
۳-در خواست تأخیر جنگ از سوی امام حسین علیه السلام
در عصر تاسوعا امام علیه السلام برای به تعویق انداختن جنگ یک شب دیگر مهلت گرفتتند.۴چون عمر سعد لشکر را آمادۀ جنگ با امام علیه السلام نمود ومعلوم شد که قصد جنگ دارد،حضرت به برادرش عباس علیه السلام فرمود تا یک شب دیگر مهلت بگیرد.آنها ابتدا قبول نکردند،ولی بعد قبول نمودند که شبی را صبر کنند.۵
۴- آمدن لشکر تازه نفس به کربلا
دراین روز لشکر مجهزی به دستور ابن زیاد از کوفه وارد کربلا شد،وشمر نامه ابن زیاد را آورد.۶
۵-خطابه امام حسین علیه السلام برای اصحابش
در عصر این روز امام حسین علیه السلام در جمع یاران خطبه ای قرائت فرمودند، و اصحاب اعلام وفاداری نمودند.
۱.کافی:ج۴ ص ۱۷۴٫
۲.اعلام الوری :ج۱ ص۴۵۵٫ فیض العلام:ص۱۴۳٫بحار الانوار :ج۴۴ص۳۶۱٫
۳.از مدینه تا مدینه :ص۳۸۱_۳۸۲
۴.اعلام الوری:ج۱ ص۴۵۵٫فیض العلام:ص۱۴۶٫بحارالانوار :ج۴۴ص۳۹۲٫
۵ .مناقب ابن شهر آشوب:ج۴ ص۱۰۷٫
۶.اعلام الوری :ج۱ ص۴۵۵٫فیض العلام:ص۱۴۶٫
۷. مناقب ابن شهر آشوب:ج۴ ص۱۰۷٫
شب دهم (عاشورای) ماه محرّم الحرام:
۱-سخنان امام علیه السلام با اهل بیت و اصحابش
در این شب امام حسین علیه السلام اصحاب و اهل بیت خود را جمع نمودند و کلماتی را به آنان فرمودند.خلاصه کلمات حضرت این بود که من بیعت خود را از شما بر داشتم و شما را به اختیار خود گذاشتم تا به هر جا که می خواهید کوچ کنید. پس از فرمایشات حضرت، اهل بیت علیهم السلام و اصحاب کلماتی در وفاداری و جان نثاری خود نسبت به آن حضرت ابراز داشتند.۱
۲- سخنان زینب کبری سلام الله علیها با امام حسین علیه السلام
در این شب بود که زینب کبری سلام الله علیها اشعار “یا دهر اف لک من خلیل ..”را از زبان برادرش شنید، و هنگامی که متوجه شد فردا روز شهادت حضرت است فرمود:”ای کاش مرگ مرا نابود ساخته بود واین روز را ندیده بودم“. سپس سیلی به صورت زد وبیهوش شد. امام علیه السلام خواهر عزیز ومکرمه خود را به هوش آوردند و مطالبی فرمودند.۲
۱.فیض العلام:ص۱۴۷٫وسیلهالدارین:ص ۲۹۸-۲۹۹٫
۲.فیض العلام:ص۱۴۹٫وسیلهالدارین:ص۳۰۲-۳۰۳٫
وقایع و اتفاقات عاشورا و تاسوعا
روز دهم ماه محرّم الحرام ، روز عاشورا:
۱-شهادت امام حسین علیه السلام
در این روز در سال ۶۱ه که روز شنبه یا دوشنبه بوده،آقا ومولایمان حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام در سن ۵۸ سالگی (ویا ۵۶ویا ۵۷ سالگی)بعد از نماز ظهر،مظلومانه وبا حالت تشنگی وگرسنگی در زمین کربلا به شهادت رسیدند.۱این روز،روز باریدن خون از آسمان است، و روزی که شهادت اهل بیت واصحاب امام حسین علیه السلام در آن به وقوع پیوسته است.۲
چهار هزار ملک در این روز به زمین کربلا برای نصرت آن حضرت آمدند، وچون اجازه نیافتند تا ظهور حضرت مهدی علیه السلام گریه کنان نزد قبر آن حضرت ماندگارند.در این روز ترک خوردن و آشامیدن به خصوص از غذاهای لذیذ مناسب است.۳
۲-شهادت حبیب بن مظاهر اسدی کوفی .
۳-شهادت مسلم بن عوسجه.
۴-شهادت حربن یزید ریاحی.
۵-شهادت جون مولی ابی ذرالغفاری.
۶-شهادت همسر وهب،به دست رستم غلام شمر ۴٫
۷-شهادت شبیه ترین مردم به رسول خداصلی الله علیه وآله و سلم، علی اکبر علیه السلام فرزند بزرگ سیدالشهداءعلیه السلام عموی والا مقام حضرت صاحب الامر علیه السلام .
۸-شهادت قاسم بن الحسن علیه السلام.
۹-شهادت عبدالله بن الحسن علیه السلام.
۱۰-شهادت قمر منیر بنی هاشم حضرت عباس بن علی بن ابی طالب علیه السلام .
۱۱-شهادت مولانا الرضیع باب الحوائج علی اصغر علیه السلام .
۱۲- آمدن ذوالجناح با یال و کاکل خونین به سوی خیمه فاطمیات برای آوردن خبر شهادت آن حضرت.
۱۳-ماتم وناله پردگیان حرم برسید الشهداء علیه السلام و اولاد و وابستگان آن حضرت .
۱۴-غارت اموال از خیام امام حسین علیه السلام.
۱۵-فرار فاطمیات وعلویات در بیابان ها بعد از شهادت آقا و سرورشان اباعبدالله علیه السلام.
۱۶-غارت کردن لباس وزره و ..از بدن مطهر شهدای کربلا.
۱۷- جدا شدن سر های مطهر امام حسین علیه السلام واهل بیت واصحاب آن حضرت.
۱۸-به آتش کشیدن خیمه های آل الله،فرزندان رسول خدا و علی مرتضی و فاطمه زهرا علیهم السلام .
۱۹-شهادت دختران کوچک در کنار خیمه ها .
۲۰-گریه وماتم بر سید الشهداء علیه السلام و عزای زمین و عرش و آسمان جن و انس و ملک و وحوش بر آن حضرت.
در این روز ملکی ندا کرد:ای امت ظالمی که عترت پیامبر خود را کشتید، خداوند شما را موفق به درک عید فطر وقربان نفرماید.۵
۲۱- رأس مطهر امام حسین علیه السلام در کوفه: عصر عاشورا رأس مطهر ونورانی امام حسین علیه السلام را توسط خولی بن یزید اصبحی ملعون وحمید بن مسلم ازدی به کوفه فرستادند.۶
۲۲-خونین شدن ریشه هر گیاهی که از زمین می کشیدند،از مصیبت عظمای آن روز.
۲۳-قتل ابن زیاد:ابن زیاد در روز عاشورای سال ۶۷ه به فرمان مختار به جزای ظاهری اعمالش رسید و کشته شد۷٫حصیر بن نمیر وجمعی از قتله امام حسین علیه السلام نیز همراه ابن زیاد به قتل رسیدند.۸
ابن زیاد ملعون به دست ابراهیم پسر مالک اشتر نخعی کشته شد، و سر نحسش را برای مختار فرستادند.مختار هم سر او را برای امام زین العابدین علیه السلام فرستاد. هنگام وارد کردن سر ابن زیاد حضرت مشغول غذا خوردن بودند.لذا سجده شکر به جا آورده فرمودند:”روزی که ما را بر ابن زیاد وارد کردند غذا می خورد. من از خدا خواستم که از دنیا نروم تا سر او را در مجلس غذای خود مشاهده کنم ،همچنان که سر پدر بزرگوارم مقابل او بود و غذا می خورد. خداوند به مختار جزای خیر دهد که خونخواهی مارا نمود“.سپس حضرت به اصحاب خود فرمودند:همه شکر کنید.
۲۴- قیام حضرت مهدی علیه السلام:به روایتی حضرت بقیهالله اعظم حجه بن الحسن العسکری ارواحنا فداه در این روز قیام خواهند کرد.۹
۲۵-وفات ام سلمه:در این روز در سال ۶۲-۶۳ ه ام سلمه همسر پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم از دنیا رحلت فرمود.۱۰نام او هند پدرش ابی امیه، مادرش عاتکه دختر عبدالمطلب بود. شوهر اول او پسر خاله اش ابو سلمه بن عبدالاسد بن مغیره بود. چون به شرف اسلام مشرف شد با همسرش ام سلمه به حبشه هجرت کردندو پس از بازگشت از حبشه بر اثر زخمی که در جنگ احد بر او وارد شده بود،بعد از مدتی شهید شد.
سلمه، عمر ، زینب و دره، فرزندان او بودند؛ و عمر در جمیع جنگ های امیر المؤمنین علیه السلام شرکت کرد و مدتی از طرف آن حضرت والی بحرین بود.
بعد از اینکه عدّه ام سلمه در وفات شوهرش سر آمد، ابوبکر و عمر جداگانه به خواستگاری او رفتند، ولی ام سلمه اجابت نکرد. در سال چهارم هجری پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم از او خواستگاری کرد و ام سلمه قبول کرد ، و به فرزند خود عمر بن ابی سلمه گفت :عقد را جاری کن .
عایشه وقتی دید پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم ام سلمه را به عقد خویش در آورد بسیار ناراحت شد، چه اینکه ام سلمه در جمال کم نظیر بود. عایشه به حفضه گفت:ام سلمه چقدر زیباست! او باور نکرد تا اینکه ام سلمه را دید.از همین جهت حسادت این دو با ام سلمه بسیار بود.
ام سلمه فضایلی دارد که او را از دیگر همسران پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم–به جز خدیجه کبری علیها السلام – ممتاز کرده است:
۱-بارها ام سلمه عایشه را نصیحت می کرد در پیروی از علی بن ابی طالب علیه السلام ، ولی او نمی پذیرفت. فضایل ومناقب آن حضرت را برای عایشه می گفت ولی او قبول نمی کرد، تا اینکه پسرش عمر بن ابی سلمه را با نامه ای خدمت امیر المؤمنین علیه السلام فرستاد ودر آن خبر داد که عایشه به سوی بصره حرکت کرده است…
۲.ام سلمه شهادت داد که عایشه دشمن امیر المؤمنین علیه السلام است.
۳-ام سلمه شنید که یکی از آزاد شده هایش امیر المؤمنین علیه السلام را ناسزا گفته است. آن شخص را فرا خواند و آنقدر از فضایل و مناقب علی علیه السلام که از پیامبر شنیده بود برای آن شخص باز گو کرد ، تا او توبه نمود.
۴-ام سلمه حدیث “نحن معاشر النبیاء لانورث ..”را –که ابوبکر آنرا به دروغ به رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم نسبت داد–تکذیب کرد.
۵-هنگامی که امیر المؤمنین علیه السلام برای جنگ جمل حرکت کردند، پسرش عمر بن ابی سلمه را برای یاری آن حضرت فرستاد،و به آن حضرت پیغام داد:”اگر پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم همسرانش را به ملازمت خانه ها امر نفرموده بود می آمدم ودر نصرت ویاری شما کوتاهی نمی کردم.
۶-بعد از رحلت خدیجه کبری سلام الله علیها مراقبت حضرت زهرا سلام الله علیها با فاطمه بنت اسد علیها السلام بود.بعد از رحلت فاطمه بنت اسد این مهم از طرف پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم به ام سلمه سپرده شد، و عایشه از این ماجرا بسیار خشمناک بود . ام سلمه می گفت:”مردم گمان می کنند من آموزگار فاطمه سلام الله علیها هستم ! بخدا سوگند آن حضرت آموزگار من است .”
۷- روزی پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم پوست گوسفندی را طلبیدند و مطالبی را فرمودند و امیر المؤمنین علیه السلام نوشتند. بعد آن پوست را به ام سلمه دادند و فرمودند:”هر کس بعد از من فلان وفلان نشانه را به تو داد ، این پوست را به او تقدیم کن “. آن سه نفر آن نشانه را نداشتند ،و ام سلمه آن پوست را در خلافت ظاهری امیر المؤمنین علیه السلام به آن حضرت – که همه نشانه ها را دارا بود – تسلیم نمود.
۸-هنگام حرکت امام حسین علیه السلام از مدینه به مکه ام سلمه آمد و خبر شهادت آن حضرت را که از پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم شنیده بود با اندوهی فراوان بازگو کرد. امام حسین علیه السلام محل شهادت و موضع دفن خود واصحابشان و… را به معجزه نشان دادند. سپس مقداری از آن خاک بقعه طیبه را به ام سلمه دادند و در نزد آن حضرت بود تا روز عاشورا که ام سلمه پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم را با حالتی گرد آلود و ژولیده مو در خواب دید، وعرض کرد:”یا رسول الله ، این چه حالت است که در شما می نگرم؟“فرمودند:”ای ام سلمه ، حسین مرا کشتند ودیشب برای او و اصحاب او قبر می کندم“.
وقتی از خواب بیدار شد دید خاکی که پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم و امام حسین علیه السلام به او داده بودند به خون تازه تبدیل شده است.۱۱
۱.ارشاد:ج۲ ص۱۳۳٫اعلام الوری :ج۱ص۴۲۰٫کشف الغمه:ج۲ص۴۰٫توضیح المقاصد:ص۳٫مسار الشیعه:ص۲۵٫کافی ج۲ص۴۸۴٫تهذیب شیخ طوسی:ج۶ص۴۲٫ زاد المعاد:ص۳۰۶٫ معالی السبطین:ج۲ص۵٫مصباح کفعمی:ج۲ص۵۹۴٫مصباح المهتجد:ص۷۱۲٫ مقتال الطالبیین:ص۷۸٫
۲.زاد المعاد:ص-۳۰۷-۳۰۶٫
۳.توضیح المقاصد:ص۳٫٫مسار الشیعه:ص۲۵٫
۴.منتخب التواریخ:ص۲۲۸٫
۵.بحار الانوار:ج۴۵ص۲۱۸٫وسائل الشیعه:ج۴ص۲۱۳٫
۶.اعلام الوری :ج۱ص۴۷۰٫منتهی الآمال:ج۱ص۴۰۱٫فیض العلام:ص۱۵۵٫
۷.تتمه المنتهی:ص۹۰٫قلائد النحور:ج ذی الحجه،ص۴۲۴٫استیعاب:ج۱ص۳۹۶٫ البدایه و النهایه:ج۸ص۳۱۰٫
۸.مستدرک سفینه البحار:ج۵ص۲۱۵٫
۹.اعلام الوری :ج۲ص.بحار النوار:ج۹۵ص۱۹۰٫
۱۰.مستدرک سفینه البحار:ج۵ص۲۱۵٫
۱۱.ریاحین الشزیعه:ج۲ص۲۸۳-۳۰۵٫
وقایع شب یازدهم ماه محرم:
۱- شام غریبان کربلا
نخستین شب عزا و سوگ خاندان پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم پس از شهادت سید الشهداء علیه السلام است.شبی تیره تر از سیاهی! شبی جانسوز که در آن تلخ ترین لحظات بر خاندان امام حسین علیه السلام گذشت.
آیا می شود رنج و سوز و مصیبت باز ماندگان حضرت را در آن شب بیان کرد ویا حتی تصور نمود؟ آیا کسی درک می کند که دیدگان خونفشان عمه امام زمان علیه السلام و اهل بیت چقدر و چگونه برآن حضرت گریستند؟ آیا می تواند تصویر کند که آه و ناله سوزناک آن عزیزان چگونه بوده است؟
با چه زبانی و با چه لفظی می توان دل های شکسته، قلبهای جریحه دار ،ناله و نوای بلبلان بال و پر سوخته گلستان نبوی و علوی،و سوز دل یتیمان و بانوان حسینی را بیان کرد؟
شام غریبان است! کودکان یتیم که دیشب پدر داشتند، و بانوان بی سرپرست که دیشب سرپرست و کاشانه داشتند؛امشب با آشیانه سوخته و دلهای داغدار،بدون سرورشان حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام چه می کنند؟
تفاوت بین این دو شب چقدر است:شب عاشورا و شب یازدهم؟دیشب چه سالاری داشتند؟دیشب چه کسی از خیمه ها محافظت می کرد؟دیشب چه کسانی در خیمه ها بودند؟امروز اما بدن مبارکشان بدون سر روی زمین است!آن شب چه کسی سرپرستی علویات و فاطمیات را بر عهده داشت؟زینب کبری سلام الله علیها آن شب چه حالی داشت؟از یک سو مراقبت از حجت خدا زین العابدین علیه السلام و همسران و و یتیمان برادر ،واز سوی دیگر به دنبال دختران گمشده!! همه اینها در سرزمینی که بدن برادرش و عزیزانش با آن وضع روی زمین افتاده باشند!
آه چه شبی بود آن شب و چه حالی داشت دختر امیر المؤمنین علیه السلام . “سلام علی قلب زینب الصبور و لسانها الشکور.”۱
۲- سر امام حسین علیه السلام در تنور خولی
شب یازدهم شبی است که سر مطهر امام حسین علیه السلام در تنور منزل خولی بود در حالیث که نورانیت آن سر فضا را روشن نموده بود.۲
۱. از زیارت حضرت زینب سلام الله علیها.
۲.فیض العلام:ص۱۵۵-۱۵۶٫
روز یازدهم ماه محرّم الحرام:
۱-حرکت کاروان اسراء از کربلا
عمر سعد ملعون روز یازدهم تا وقت ظهر در کربلا ماند،و بر گشتگان خود نماز گذاردو آنان را به خاک سپرد. وقتی روز از نیمه گذشت فرمان داد تا دختران پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم رابر شتران بی جهاز سوار کردند وسید سجاد علیه السلام را نیز با غل جامعه بر شتر سوار کردند.هنگامی که آنان را از قتلگاه عبور دادند و نظر بانوان بر جسم مبارک امام حسین علیه السلام افتاد ، لطمه ها بر صورت زدند و صدا به صیحه وندبه برداشتند.۱
۲- تشکیل مجلس ابن زیاد
روز یازدهم عمر سعد به کوفه آمد .ابن زیاد اذن عمومی داد تا مردم در مجلس حاضر شوند. سپس رأس مطهر امام حسین علیه السلام را نزد او گذاشتند و او نگاه می کرد و تبسم می نمود و با چوبی که در دست داشت جسارت می نمود.۲
۳. حرکت اهل بیت امام حسین علیه السلام به سوی کوفه
عصر روز یازدهم اهل بیت علیهم السلام را با حالت اسارت به طرف کوفه بردند.۳نزدیک غروب حرکت کردند و شبانه به کوفه رسیدند . لذا آن بزرگواران داغدیده را تا صبح پشت دروازه های کوفه نگه داشتند. هنگام صبح عمر سعد ملعون از کوفه خارج شد ،و بسان فرمانده ای که از فتوحات خویش خوشحال است همراه اسراء وارد کوفه شد.۴
۱.قلائد النحور:ج محرم وصفر ، ص۱۸۴٫ فیض العلام :ص۱۵۶٫ معالی السبطین:ج۲ص۹۰٫
۲.اعلام الوری:ج۱ص۴۷۱٫
۳.اعلام الوری:ج۱ص۴۷۱٫
۴.قلائد النحور:ج محرم و صفر ،ص۲۰۴٫
وقایع ماه محرم الحرام
روز دوازدهم ماه محرّم الحرام:
۱- دفن شهدای کربلا
روز دفن بدن های مطهر سیذ الشهداءعلیه السلام و اهل بیت و اصحاب آن حضرت ،توسط امام سجاد علیه السلام به یاری جمعی از بنی اسد است.۱
۲-ورود اهل بیت علیه السلام به کوفه
روز دوازدهم روز ورود اهل بیت علیهم السلام با حالت اسارت به کوفه است. ۲در این روز ابن زیاد فرمان داد که احدی حق ندارد با اسلحه از خانه بیرون آید،و ده هزار سوار و پیاده بر تمام کوچه ها و بازار ها موکل گردانید، که احدی از شیعیان امیر المؤمنین علیه السلام حرکتی نگند.سپس فرمان داد سرهایی را که در کوفه بود برگردانند ودر پیش چشم اهل بیت علیهم السلامحرکت دهند ،و با هم وارد شهر کرده در کوی بازار بگردانند.
مردم با دیدن حالت زار ذریه پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم و سر های بر نیزه و بانوان ومخدرات در هودج های بدون پوشش، صدا به گریه بلند نمودند.زینب کبری ، ام کلثوم،فاطمه بنت الحسین و امام زین العابدین علیهم السلام به ترتیب با جگرهای سوزان وقلوب دردناک ایراد خطبه نمودند،که عده ای از لشکربا دیدن این اوضاع از کرده خود پشیمان شدند،اما هنگامی که خیلی دیر شده بود!!!۳
۳- روز شهادت حضرت سجاد علیه السلام
شهادت امام زین العابدین علیه السلام بنابر قولی در این روز در سال ۹۴هجری در سن ۵۷ سالگی واقع شده است،۴و قول دیگر۲۵محرم است که خواهد آمد.
۱.اعلام الوری:ج۱ص۴۷۰٫ الوقایع الحوادث:ج محرم ص۶۱٫٫وقایع الایام:تتمه محرم،ص۱۳۲٫
۲.قلائد النحور:ج محرم و صفر،ص۲۰۴٫ الوقایع الحوادث :ج محرم ص۲۵٫
۳.قلائد النحور:ج محرم و صفر،ص.۲۰۵٫
۴.توضیح المقاصد:ص۳٫
۵.الوقایع الحوادث:ج ۴ ص۶۳٫٫وقایع الایام:تتمه محرم،ص۲۵۶
روز سیزدهم ماه محرّم الحرام:
1- اسرای اهل بیت علیهم السلام در مجلس ابن زیاد
پس از آنکه اسرا و سرهای مقدس شهدا را در کوفه گردانیدند،ابن زیاد در کاخ خود نشست ودستور داد سر مطهر امام حسین علیه السلام را در برابرش گذاشتند.آنگاه زنان وکودکان آن حضرت را به همراه امام سجاد علیه السلام در حالی که به طناب بسته بودند_وارد مجلس نموده ،در برابر تخت آن ملعون ایستاده نگاه داشتند. در این حال درباریان آن ملعون به تماشا ایستاده بودند.۱
۲– اسرای اهل بیت علیهم السلام در زندان کوفه
پس از مجلس شوم ابن زیاد،اهل بیتعلیهم السلام را با غل و زنجیر وارد زندان کوفه نمودند.۲
۳- خبر شهادت امام حسین علیه السلام در مدینه وشام
ابن زیاد به مدینه وشام نامه نوشت و خبر شهادت امام حسین علیه السلام را منتشر ساخت.۳
۴-شهادت عبدالله بن عفیف
عبدالله بن عفیف ازدی بزرگواری از اصحاب امیر المؤمنین علیه السلام بودو در جنگ های جمل و صفین دو چشم خود را از دست داده بود .لذا مشغول عبادت بود.
او هنگامی که شنید پسر زیاد ملعون به امیر المؤمنین و امام حسین علیهما السلام نسبت کذب می دهد ،از میان جمعیت بر خاست وگفت:ساکت باش ای پسر مرجانه ،دروغگو تویی وپدر توکه به تو این مقام را داد. ای دشمن خدا! فرزندان پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم را می کشی و در منابر مؤمنین این چنین سخن می گویی ؟ مأموران خواستند معترض او شوند که با کمک قبیله اش به خانه رفت،ولی بعد آمدند و خانه او را محاصره کردند .پس از رشادت های او و دخترش دستگیر شد و همان طور که از خدا خواسته بود به دست بدترین خلق یعنی ابن زیاد به شهادت رسید.۴
۱.الوقایع الحوادث:ج۴ص ۶۳٫وقایع الایام:تتمه محرم،ص۲۵۶٫
۲. الوقایع الحوادث:ج محرم ص ۹۴٫وقایع الایام:تتمه محرم،ص۲۶۳٫
۳. الوقایع الحوادث:ج محرم ۹۶٫وقایع الایام:تتمه محرم،ص۲۶۳٫
۴.وقایع الحوادث:ج۴ص ۸۰،۸۷_۸۸٫
روز پانزدهم ماه محرّم الحرام:
۱-فرستادن سرهای مطهر شهدا به سوی شام
بنا بر بعضی اقوال ،در این روز سرهای مطهر اهل بیت عصمت وطهارت علیهم السلام را به سوی شام حرکت دادند.۱البته بعدا اهل بیت علیهم السلام سرهای مطهر را به بدنها ملحق کردند.
۱.وقایع الایام :تتمه محرم،ص۲۸۱٫
روز نوزدهم ماه محرّم الحرام:
۱-حرکت کاروان کربلا به سوی شام
در این روز اهل بیت سید الشهدا علیه السلام را از کوفه به سوی شام حرکت دادند.۱زنهای غیر هاشمیه از انصار امام حسین علیه السلام که در کربلا اسیر شدند با شفاعت اقوام وقبایلشان نزد ابن زیاد از قید اسیری خلاص شدند، وفقط زنهای هاشمیات برای اسارت به شام برده شدند.۲
۱. الوقایع الحوادث:ج۴ص۱۱۴٫
۲.ابصار العین فی انصار الحسین علیه السلام:ص۱۳۳٫
روز بیستم ماه محرّم الحرام :
۱- دفن بدن جون در کربلا
بعد از ده روز از واقعه عاشورا جمعی از بنی اسد بدن شریف جون غلام ابی ذر غفاری را پیدا کردند در حالی که صورتش نورانی و بدنش معطر بود وسپس او را دفن کردند.۱
جون کسی بود که امیر المؤمنین علیه السلام او را به ۱۵۰دینار خرید و به ابوذر بخشید. هنگامی که ابوذر را به ربذه تبعید کردند این غلام برای کمک به او به ربذه رفت و بعد از رحلت جناب ابوذر به مدینه مراجعت کرد و در خدمت امیر المؤمنین علیه السلام بود تا بعد از شهادت آن حضرت به خدمت امام مجتبی علیه السلام و سپس به خدمت امام حسین علیه السلام رسید و همراه آن حضرت از مدینه به مکه و از مکه به کربلا آمد.
هنگامی که جنگ در روز عاشورا شدت گرفت او خدمت امام حسین علیه السلام آمد وبرای میدان رفتن و دفاع از حریم ولایت و امامت اجازه خواست .حضرت فرمودند:در این سفر به امید عافیت و سلامتی همراه ما بودی ! اکنون خویشتن را به خاطر ما مبتلا مساز.
جون خود را به قدم های مبارک امام حسین علیه السلام انداخت و بوسید گفت: ای پسر رسول خدا ، هنگامی که شما در راحتی وآسایش بودید من کاسه لیس شما بودم ،حالا که به بلا گرفتار هستید شما را رها کنم؟
جون با خود فکر کرد :من کجا و این خاندان کجا؟! لذا عرضه داشت:آقای من ،بوی من بد است وشرافت خانوادگی هم ندارم و نیز رنگ من سیاه است.یا ابا عبدالله ،لطف فرموده مرا بهشتی نمایید تا بویم خوش گردد و شرافت خانوادگی به دست آورم و رو سفید شوم.نه آقای من ،از شما جدا نمی شوم تا خون سیاه من با خون شما خانواده مخلوط گردد.جون می گفت وگریه می کرد به حدی که امام حسین علیه السلام گریستند و اجازه دادند.
با آنکه جون پیرمردی۹۰ ساله بود،ولی بچه ها در حرم با او انس فراوانی داشتند. او به کنار خیمه ها برای خداحافظی وطلب حلالیت آمد،که صدای گریه اطفال بلند شد و اطراف او را گرفتند. هریک را به زبانی ساکت و به خیمه ها فرستاد ومانند شیری غضبناک روی به آن قوم ناپاک کرد.او جنگ نمایانی کرد،تا آنکه اطراف او را گرفتند و زخم های فراوانی به او وارد کردند. هنگامی که روی زمین افتاد ،امام حسین علیه السلام سر او را به دامن گرفت و بلند بلند گریست، و دست مبارک بر سر و صورت جون کشیدو فرمود:”الهم بیض وجهه و طیب ریحه و احشره مع محمد و آل محمد علیهم السلام. بارالها رویش را سپید و بویش را خوش فرما و با خاندان عصمت علیهم السلام. محشورش نما.
از برکت دعای حضرت روی غلام مانند ماه تمام درخشیدن گرفت و بوی عطر از وی به مشام رسید.چنانکه وقتی بدن او را بعد از ده روز پیدا کردند صورتش منور و بویش معطر بود.۲
۱. منتخب التواریخ :ص۳۱۱٫
۲. وسیله الدارین فی انصار الحسین علیه السلام :ص۱۱۵
روز بیست وپنجم ماه ماه محرّم الحرام:
۱-شهادت امام سجاد علیه السلام:
در سال ۹۴بنابر قول مشهور ۱یا ۹۵ ه ق ۲ ،امام زین العابدین علیه السلام در سن ۵۷ سالگی با زهری که ولید بن عبد الملک یا هشام لعنهما الله به آن حضرت دادند به شهادت رسیدند. این در حالی بود که ۳۴ یا ۳۵سال بعد از واقعه کربلا در مصائب جانگداز شهادت پدر و برادر ان و عمو وبستگان و اسارت عمه ها و خواهرانش ،گریان بودند.
امام باقر علیه السلام آن حضرت را تجهیز نمودند و در بقیع کنار قبر عموی مظلومش حضرت مجتبی علیه السلام به خاک سپردند. سال شهادت آن حضرت را به خاطر کثرت فوت فقهاء و علماء“سنه الفقهاء“گفتند.
در شهادت آن حضرت اقوال دیگری نیز وجود دارد :۱۲ محرم ،۱۸ محرم،۱۹ محرم،۲ صفر.۳
۱.مسار الشیعه :ص۲۶٫ قلائد النحور :ج محرم و صفر،ص۳۱۵٫العدد الفویه:ص۳۱۵٫ زاد المعاد:ص۳۲۸٫ مصباح کفعمی:ج۲ص۵۹۴٫ مصباح المجتهد:ص۷۲۹و فیض العلام:ص۱۶۵٫ بحار النوار:ج۵۹ص۱۹۹٫
۲.اصول کافی :ج۲ص۴۹۱٫
۳.منتهی الامال :ج۲ص۳۷٫ الوقایع الحوادث:ج۴ص۲۷۸٫ مستدرک سفینه البحار:ج۵ ص۲۱۸
روز بیست وششم ماه محرّم الحرام:
۱-شهادت علی بن الحسن المثلث
در سال ۱۴۶ ه علی بن حسن بن حسن بن حسن بن علی علیه السلام در سن ۴۵ سالگی در زندان منصور _که شب و روز در آن تشخیص داده نمی شد _در حال سجده و در حالی که غل وزنجیر بر دست و پایش بود ، به شهادت رسید.۱
۱. الوقایع و الحوادث :ج۴ص۲۸۷٫ منتهی الآمال :ج۲ ص۳۷٫مستدرک سفینه البحار:ج۵ ص۲۱۸٫
روز بیست و هشتم ماه محرّم الحرام:
۱- وفات حذیقه بن یمان
حذیقه از بزرگان اصحاب پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم و از خواص اصحاب امیر المؤمنین علیه السلام بود.پدر حذیقه در جنگ احد اشتباها به وسیله مسلمانان کشته شد.
حذیقه یکی از هفت نفری بود که که بر صدیقه طاهره سلام الله علیها نماز خواندند. اوصحابه منافق را می شناخت.منافقینی که پس از غدیر خم توطئه قتل پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم را چیدند ومی خواستند در بازگشت از غدیر خم در راهی که از کوه می گذشت شتر حضرت را بترسانند تا برمد و حضرت به دره سقوط کندو به قتل برسد. اما جبرئیل این نقشه را به سمع مبارک نبوی رساند.
پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم چون به محل مرد نظر رسیدند، منافقین با چهره های بسته هر کدام ظرفی که داخل آن سنگریزه بود از بالا رها نموده و شروع به داد وفریاد ونعره زدن کردند. اما عمار مهار ناقه را گرفته بود و حذیقه هم در کنار آن حضرت بود وسر انجام نقشه آن کوردلان نقش بر آب شد.
پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم آن منافقین را به حذیقه معرفی فرمودند که عبارت بودند از اولی و دومی سومی و ابو عبیده و معاذ بن جبل و سالم و معاویه و عمروعاص و طلحه و سعدبن ابی وقاص و عبد الرحمن بن عوف و ابوموسی اشعری و مغیرهبن شعبه و ابوهریره،و حذیقه همه را به خاطر سپرد. به همین دلیل بود که غاصبین خلافت بعد از آن واقعه از حذیقه می ترسیدند که مبادا آنان را به مردم معرفی کند.
لذا حذیقه بر جنازه هرکس حاضر نمی شد دیگران می فهمیدند که میت از منافقین بوده است. نکته جالب آنجا بود که دومی برای سرپوش گذاشتن برنفاق خویش و تبرئه خود از حذیقه می پرسید:”اگر این شخص از منافقین است بگو تا من بر او نماز نخوانم.”۱
این بزرگوار چهل روز پس از خلافت امیر المؤمنین در مدائن از دنیا رحلت فرمود.۲او قبل از رحلت به دو فرزندش صفوان و سعید وصیت کرد که همیشه ملازم امیر المؤمنین علیه السلام باشند وایشان هم به وصیت پدر عمل نمودند تا در جنگ صفین به شهادت رسیدند.
۲-تبعید امام جواد علیه السلام به بغداد
در سال ۲۲۰ه امام جوادعلیه السلام به دستور معتصم از مدینه به بغداد تبعید شدند.۳
۳- ورود اسرای اهل بیت علیهم السلام به بعلبک
بنابر نقلی ورود اسرای اهل بیت علیهم السلام به شهر بعلبک و استقبال مردم آن شهر از نیزه داران با شکر و سویق و آذوقه و علف در این روز بوده است،که حضرت ام کلثوم علیها السلام با دیدن این منظره در حق آنان نفرین کردند.۴
۱. منتهی الآمال :ج۱ص۱۲۰ . اسد الغابه:ج۱ص۳۹۱٫
۲.مستدرک سفینه البحار :ج۵ ص۲۱۲٫ الوقایع الحوادث:ج۴ص۳۰۸٫ مراقد المعارف:ج۱ص۲۴۲٫
۳. ارشاد :ج۲ص۲۹۵٫
۴. قلائد النحور :ج محرم وصفر ،ص۳۳۲٫
روز بیست و نهم ماه محرّم الحرام:
۱- رسیدن کاروان اسرا ی اهل بیت علیهم السلام به شام
در این روز اسرای اهل بیت علیهم السلام به حوالی شام رسیدند .ابراهیم بن طلحهبن عبدالله جلو آمد و به امام زین العابدین علیه السلام نزدیک شد ،و کینه هایی که از جنگ جمل در سینه ذخیره کرده بود ظاهر ساخت و به حضرت گفت:دیدی غلبه با کیست؟حضرت فرمودند :اگر می خواهی بدانی غالب کیست صبر کن تا هنگام نماز اذان واقامه بگو ،آن وقت میدانی آوازه چه کسی تا قیامت باقی است.۱
۱.قلائد النحور:ج محرم وصفر،ص ۳۳۶
تتمۀ ماه محرّم الحرام:
۱-نوشتن صحیفه ملعونه
در این ماه در سال ۱۱ه صحیفه ملعونه دوم نوشته شد و به امضاء منافقین رسید. ۱ محتوای آن چنین بود که نگذارند خلافت وامامت مسلمین بعد از پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم به علی بن ابیطالب علیه السلام برسد، و بر اساس آن مقدمات و زمینه های غصب خلافت و گرفتن بیعت از آن حضرت به هر صورت ممکن را فراهم نمودند.با نوشتن آن صحیفه اساس ظلم وستم به اهل بیت علیهم السلام را بنا نهادند،که به فرموده امام صادق علیه السلام “اذا کتب الکتاب قتل الحسین علیه السلام” ۲:”هنگامی که صحیفه ملعونه نوشته شد امام حسین علیه السلام به شهادت رسید.”
۲- وفات ماری قبطیه در ماه محرم سال ۱۵ ه (یا ۱۶ه)ماریه قبطیه رحلت فرمود.۳
ماریه دختر شمعون قبطی بود که همراه با خواهرش شیرین ویک خواجه که برادر ماریه به نام ماپور بود و هزار مثقال طلا و بیست جامه حریر و دراز گوشی به نام یعفور و قاطری به نام دلدل ، در سال هفتم از سوی پادشاه اسکندریه به رسم هدیه خدمت رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم فرستاده شدپیامبر صلی الله علیه وآله وسلم ماریه را به همسری خود برگزید ، و در محله “عالیه-”که آن را مشربه ام ابراهیم “ می گویند – منزل برای آن حضرت تهیه کرد و خداوند جناب ابراهیم علیه السلام را از این بانو به آن حضرت عنایت فرمود. حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام به خاطر ولادت ابراهیم علیه السلام بسیار اظهار سرور می فرمود و به آنان خدمت می نمود،و به دین جهت عایشه از حضرت امیر المؤمنینعلیه السلام بسیارناراحت و ملول بود .۴از عایشه نقل شده که گفت“من به ماریه حسد می بردم ، چون زنی بسیار زیبا بود.”سرانجام این حسادت باعث شد که تهمتی به جناب ماریه زد و آِیه ای در تقبیح این کار عایشه نازل شد، که در تفاسیر شیعه و سنی به تفضیل توضیح داده شده است. جناب ماری بعد از پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم در مدینه طیبه رحلت فرمود.
۱. بحار الانوار :ج۲۸ ص۱۰۴٫
۲. بحار الانوار :ج۲۴ ص۳۳۶ ،ج۲۸ص۱۲۳،ج۳۱ ص ۶۳۵٫ تفسیر نور الثقلین:ج۴ ص۶۱۶٫ تآویل الآیات :ج۲ص ۶۷۲٫
۳.ریاحین الشریعه :ج۲ ص ۳۴۲٫ البدایه و النهایه :ج۵ص ۳۲۶٫ ۴٫ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید:ج۹ص۱۹۵٫
۵.ریاحین الشریعه :ج۲ ص ۳۴۲٫الطبقات الکبری:ج۸ ص ۲۱۳٫ الاصابه:ص۳۱۱
faraghlit.com
ادامه مطلب
مجموعه: تاریخ و تمدن
ورود امام حسين (ع) به مكه، ماندن چهار ماه و پنج روز در اين شهر و تبليغ براي قيام، حركت از مكه به طرف كوفه، استقرار در كربلا، چگونگي خيمه زدن، عدم آغاز حمله تا عصر تاسوعا و علت يابي آن، بخشي از تصاوير روزشمار عاشورا است.
اين ۳۰ اسلايد شامل مرگ معاويه، حركت امام حسين (ع) از مدينه به مكه، مكه، رفتن خانه عباس بن عبدالمطلب، رسيدن نامههاي كوفيان، حركت آن حضرت از مكه به طرف كوفه با ذكر منازل، رسيدن به منزل خزيمه، رسيدن به منزل زباله، رسيدن به منزل جبل ذوحسم و رسيدن به كربلا ميشود.
اتفاقات روز دوم محرم الحرام سال ۶۱ هجري و چينش خيمهها، روزهاي سوم، چهارم، پنجم، ششم، هفتم، هشتم، صبح نهم و عصر نهم محرم الحرام، شب عاشورا، صبح عاشورا، ظهر عاشورا، عصر عاشورا، بني هاشم و شهادت حضرت علي اكبر (ع)، شهادت حضرت ابوالفضل العباس (ع)، شهادت حضرت علي اصغر (ع) و شهادت امام حسين (ع) از ديگر اسلايدهاي حماسه مصور عاشورا است.
ادامه مطلب
مجموعه: متفرقه دینی
خدا روزی را برای هر کس بخواهد وسیع، و برای هر کس بخواهد تنگ قرار می دهد
کلمه «رزق» که معادل فارسی آن «روزی» است؛ یعنی هر چیزى که موجودى دیگر را در بقاى حیات و زندگی اش کمک نماید، و در صورتى که آن رزق، ضمیمه آن موجود و یا به هر صورتى ملحق به آن شود، حیاتش ادامه مى یابد. [طباطبائی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج 18، ص 376]
با توجه به این معنای محدود، رزق تنها شامل مواد غذایى می شود که چنین معنایی از رزق نیز در قرآن مورد استفاده قرار گرفته است: «وَ عَلَى الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَ کِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ» [بقره، 233] در این آیه لباس از مصادیق رزق شمرده نشده است.
آنچه از موارد استعمال رزق به دست می آید؛ این است که در معناى این کلمه نوعى بخشش و عطا هم خوابیده است. این معناى اصلى و لغوى کلمه بود، ولى بعدها در معناى آن توسعه دادند و هر غذایى را که به آدمى می رسد، چه دهنده اش معلوم باشد و چه نباشد رزق خواندند، گویا رزق بخششى است که به اندازه تلاش و کوشش انسان به او می رسد، هر چند که عطا کننده آن معلوم نباشد. سپس توسعه دیگرى در معناى آن داده و آن را شامل هر سودى که به انسان برسد نمودهاند، هر چند که غذا نباشد، و به این اعتبار، همه مزایاى زندگى اعم از مال، مقام، فامیل، یاوران، زیبایی، علم و... را رزق خواندند. [المیزان فی تفسیر القرآن، ج 3، ص 12]
در قرآن کریم هم به این اعتبار آیاتى وارد شده است؛ مانند: «و مگر از ایشان مزد می خواهى مزد پروردگارت بهتر است و او بهترین رازقین است.» [مؤمنون، 72]
خدا هم روزی رسان است هم روزی نرسان !
خدا هم روزی رسان است هم روزی نرسان. هم زیادی روزی از اوست هم کمی روزی. لذا اگر کسی پنداشته که خدا به همه روزی زیاد می دهد، اشتباه از خود اوست که چنین اعتقاد نادرستی پیدا کرده است؛ خدای متعال هیچ گاه در قرآنش نگفته که ما به همه روزی زیاد می دهیم؛ بلکه بر عکس فرموده است: «اللَّهُ یبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یشاءُ وَ یقْدِرُ وَ فَرِحُوا بِالْحَیاةِ الدُّنْیا وَ مَا الْحَیاةُ الدُّنْیا فِی الْآخِرَةِ إِلاَّ مَتاعٌ: خدا روزی را برای هر کس بخواهد وسیع، و برای هر کس بخواهد تنگ قرار می دهد؛ ولی آن ها (کافران) به زندگی دنیا، خوشحال شدند؛ در حالی که زندگی دنیا در برابر آخرت، متاع ناچیزی است.»
و باز فرمود: «إِنَّ رَبَّک یبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یشاءُ وَ یقْدِرُ إِنَّهُ کانَ بِعِبادِهِ خَبیراً بَصیرا ـــــــ به یقین، پروردگارت روزی را برای هر کس بخواهد، گشاده یا تنگ می دارد؛ او نسبت به بندگانش، آگاه و بیناست.»
و باز فرمود: «قُلْ إِنَّ رَبِّی یبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یشاءُ وَ یقْدِرُ وَ لکنَّ أَکثَرَ النَّاسِ لا یعْلَمُونَ ــــــ بگو: پروردگار من روزی را برای هرکس بخواهد وسیع یا تنگ می کند، (این ربطی به قرب در درگاه او ندارد)؛ ولی بیشتر مردم نمی دانند.»
خدا هم روزی رسان است هم روزی نرسان. هم زیادی روزی از اوست هم کمی روزی
آیات دیگری نیز به همین مضامین وجود دارند که به ذکر همین چند نمونه بسنده می کنیم.
به برخی زیاد و به برخی کم می دهد
خلاصه آنکه اگر کسی عقیده دارد که خدا روزی دهنده است به این معنی که به همگان روزی زیاد می دهد، عقیده اش نادرست است. خود خدای متعال، تصریح نموده که به برخی ها زیاد می دهد و به برخی ها کم می دهد. البته نه کم دادنش لزوماً از روی غضب است نه زیاد دادنش لزوماً از روی رحمت؛ بلکه گاه کم دادن از سر رحمت است و گاه زیاد دادن؛ کما اینکه کم دادن و زیاد دادن، گاهی هم از روی غضب است.
منظور از «مَنْ یَشاءُ؛ به هرکس بخواهد می دهد» چیست؟
1. بدیهى است که منظور از «مَنْ یَشاءُ» (هر کس را که بخواهد) این نیست که خداوند بدون هیچ علتى روزی بدون حساب را به این و آن می دهد، بلکه اراده و مشیت خداوند در همه جا با شایستگی هاى افراد آمیخته است؛ یعنى هر کس را شایسته ببیند به او روزی بی حساب می دهد. به بیان دیگر، خواست و اراده او از روی گزاف نیست، بلکه آنچه انجام می دهد از روى حکمت و عدالت است.
هر گاه مشیتش اقتضا نماید و هر کس را بخواهد، -البته از روى حکمت و نظام خلقت و آفرینش می بخشد، نه از روی گزاف؛ زیرا که حق تعالى از کار عبث منزّه و مبرا است و نیز نسبت او به تمام موجودات یکسان است - او را به غیر حساب روزى می دهد.
2. البته برخی می گویند؛ منظور از «هر کس را بخواهد به غیر حساب روزی می دهد، اهل بهشت اند؛ زیرا خداوند بهشتیان را آن قدر روزی می دهد که به حساب نمی آید و حد و مرز ندارد؛ به دلیل آن که بهشت محدود و متناهى نیست و نهایت ندارد و آیه به این معنا مثل آیه شریفه است که می فرماید: «فَاُولئِکَ یَدْخُلُونَ الْجَنَّهَ یُرْزَقُونَ فِیها بِغَیْرِ حِسابٍ» [آنها به بهشت در آیند و بیحساب روزى داده شوند]، [طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، مقدمه، بلاغی، محمد جواد، ج 2، ص 72]
روزی بدون حساب دادن یعنی چه؟
پیرامون معنای «بدون حساب» دیدگاههای متفاوتی وجود دارد که به آن اشاره می شود:
1. توصیف رزق به صفت بی حسابى، از این رو است که رزق از ناحیه خداى تعالى بر طبق حال مرزوق صورت می گیرد، نه عوضى در آن است و مرزوق نه طلبى از خدا دارد، و نه استحقاقى نسبت به رزق، آنچه مرزوقین دارند حاجت ذاتى، یا زبانى ایشان است که هم ذاتشان ملک خدا است، و هم حاجت ذاتشان، و هم احتیاجاتى که به زبان درخواست می کنند، پس داده خدا در مقابل چیزى از بندگان قرار نمی گیرد، و به همین جهت حسابى در رزق او نیست. [المیزان فی تفسیر القرآن، ج 3، ص 141]
2. هر کس را بخواهد بی حساب روزى می دهد؛ یعنى بدون بخل و سخت گیرى روزى می دهد. این آیه مانند این مثال است که فلان کس بی حساب انفاق می کند؛ یعنى خیلى سخاوتمندانه و خالى از بخل؛ زیرا عادت بخیل و سختگیر از خرج، این است که در خرج و انفاق خیلى حسابگر و دقیق است. [مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج 2، ص 728]
3. گفته اند که معناى آیه این است که بدون ترس از کمبود و نقصان دارایى خود می بخشد و روزى می دهد؛ چون قدرت و ملک خدا حد و نهایت ندارد و آنچه از آن برداشته شود موجب نقصان آن نمی گردد. [همان]
4. برخی نیز گفته اند؛ یعنی نباید به کسی حساب پس دهد؛ زیرا بالاتر از وی احدی نیست. تا او را مورد حسابرسی قرار دهد. [فخرالدین رازی، ابو عبدالله محمد بن عمر، مفاتیح الغیب، ج 8، ص 191]
منابع:
اسلام کوئست
حوزه
تبیان
مجموعه: مهارتهای زندگی
عسل طبیعی بر اساس نوع گل، دارای خواص مختلفی است
عسل یکی از مقوی ترین خوراکی ها است. تشخیص طبیعی بودن عسل همواره یکی از دغدغه های مصرف کنندگان این ماده غذایی است. با روش های زیر می توانید عسل طبیعی را به راحتی تشخیص دهید.
نایب رییس هیات مدیره یک شرکت دانش بنیان در خصوص تشخیص عسل طبیعی از صنعتی به روش آزمایشگاهی اظهار کرد: برای اطمینان صددرصدی از اصل و طبیعی بودن عسل باید چند نکته از جمله میزان ساکاروز، قند قبل و بعد هیدرولیز و دیاستاز (تست عسل حرارت ندیده) در آزمایشگاه ها آنالیز شود و بر اساس استانداردهایی که وجود دارد، مشخص شود که عسل در چه رده ای قرار دارد.
وی افزود: در جواب آزمایش ها مشخص می شود که عسل آزمایش شده در رده عسل کاملا خالص، عسل تغذیه نشده از زنبور، کم تغذیه شده و زیاد تغذیه شده قرار دارد یا اینکه تمام عسل، صنعتی است و بدون زنبور تولید شده است و تنها شکل عسل را دارد.
عسل طبیعی را با 3 نکته زیر تشخیص بدهید
عسل طبیعی شل است
وی در مورد روش های خانگی تشخیص عسل طبیعی اظهار کرد: توجه به مواردی از جمله شل بودن عسل طبیعی می تواند در هنگام خرید این ماده غذایی به مردم کمک کند؛ عسل طبیعی که بدون شکر است و بیشتر برای درمان بیماری ها استفاده می شود، برخلاف تصور مردم، نسبتا شل است.
وی با بیان اینکه مردم تصور می کنند عسلی طبیعی است که سفت باشد، افزود: عسلی که زنبور تولیدکننده آن شکر نخورده باشد، شل است؛ از لحاظ علمی نیز این شل بودن به این دلیل است که قندهای اصلی عسل طبیعی، گلوکز و فروکتوز (قندهای کوچک مولکول) است و زمانی که ظرف عسل طبیعی را کج می کنیم این قندها به راحتی روی هم حرکت می کنند، در صورتی که اگر به زنبور عسل شکر بدهند، قند شکر که ساکاروز و ایساکارید (قند پیچیده تر) است به دلیل نوع مولکول ها به هم گیر می کنند و به همین دلیل عسل یک مقدار سفت تر از حالت عادی می شود.
عسل طبیعی به سختی در آب سرد حل می شود
وی با اشاره به اینکه این موارد نسبی است، گفت: آزمایش آب سرد از دیگر راهکارهای تشخیص عسل طبیعی از صنعتی است؛ یک قاشق عسل را اگر در درون یک لیوان آب سرد بریزیم، به ته لیوان رفته و ته نشین می شود و به سختی در آب سرد حل می شود؛ اما عسل های صنعتی قبل از رسیدن به ته لیوان از هم باز می شود.
عسل طبیعی شکرک می زند
وی یکی دیگر از نشانه های طبیعی بودن عسل را شکرک زدن عسل عنوان کرد و گفت: عسل طبیعی حتما شکرک می زند اما عسل غیرمرغوب شکرک نمی زند؛ البته این به آن معنا نیست که عسل بلافاصله پس از خارج شدن از کندو شکرک بزند، بلکه شکرک زدن شرایطی دارد.
وی افزود: در شکرک بستن عسل زمان و شرایط نگهداری بسیار مهم است؛ به عنوان مثال عسل طبیعی گل جعفری، یک ماه بعد از خارج شدن از کندو شروع به شکرک زدن می کند و برخی از عسل های جنوب کشور مانند عسل گل قنقال بعد از 2 سال و به صورت آهسته، شروع به شکرک زدن می کنند.
وی با بیان اینکه این موارد می تواند به مردم در خرید عسل طبیعی کمک کند، گفت: علاوه بر این موارد، عطر و طعم گل های طبیعی باید در عسل وجود داشته باشد، هر چند اضافه کردن اسانس در عسل های صنعتی رایج است.
وی یادآور شد: عسل طبیعی بر اساس نوع گل، دارای خواص مختلفی است و در حال حاضر از عسل طبیعی برای درمان بسیاری از بیماری ها استفاده می شود؛ بنابراین لازم است مردم برای حفظ سلامتی مصرف این ماده غذایی را در رژیم غذایی خود بگنجانند.
منبع : irna.ir
مجموعه: تغذیه سالم
بهترین مواد غذایی ضد پیری که می توانند چندین سال به طول عمر شما اضافه کنند
رعایت یک رژیم غذایی سالم همانند یک راز سر به مهر نیست بلکه توصیه ای همیشگی محسوب می شود که البته بسیاری از ما آن را نادیده می گیریم. مواد غذایی که روزانه و به طور مرتب مصرف می کنیم می توانند نقشی تاثیرگذار در افزایش طول عمر ما داشته باشند.
انسان دیر زمانی است که در تلاش برای یافتن اکسیر جوانی و راز زندگی طولانی مدت گزینه های مختلفی را مد نظر قرار داده و روش های مختلفی را امتحان کرده است. یکی از موارد تاثیرگذار در مبارزه با نشانه های افزایش سن و کسب طول عمر هر چه بیشتر رژیم غذایی افراد است.
رعایت یک رژیم غذایی سالم همانند یک راز سر به مهر نیست بلکه توصیه ای همیشگی محسوب می شود که البته بسیاری از ما آن را نادیده می گیریم. مواد غذایی که روزانه و به طور مرتب مصرف می کنیم می توانند نقشی تاثیرگذار در افزایش طول عمر ما داشته باشند. بر همین اساس، در ادامه این مطلب قصد داریم برخی از بهترین مواد غذایی ضد پیری که می توانند چندین سال به طول عمر شما اضافه کنند را معرفی کنیم.
لپه
هنگامی که بحث عمر طولانی مطرح می شود، چگونگی مصرف حبوبات سبز و زرد تا زمانی که در رژیم غذایی شما وجود داشته باشند، چندان فرقی نمی کند. نتایج مطالعه ای که توسط انتشارات BMJ منتشر شده است، نشان می دهد، مصرف لپه پخته شده و دیگر حبوبات - یک جز اصلی از رژیم غذایی مدیترانه ای - می تواند روند پیری در سطح سلولی را کند سازد. پژوهشگران فیبر و آنتی اکسیدان های موجود در لپه و دیگر حبوبات را عوامل موثری می دانند که به آنها قدرت افزایش طول عمر را می بخشند.
گردو
خوردن آجیل یکی از بهترین کارهایی است که می توانید برای بهبود سلامت خود انجام دهید. بنابر نتایج مطالعه ای که در نشریه BMC Medicine منتشر شده است، افرادی که سه بار در هفته یا بیشتر آجیل، به ویژه گردو، مصرف می کنند، دو تا سه سال بیشتر عمر می کنند. افرادی که گردو مصرف می کنند به طور قابل توجهی خطر ابتلا به سرطان و بیماری قلبی، دو قاتل بزرگ که با افزایش سن، انسان را در معرض خطر مرگ قرار می دهند، در آنها کاهش می یابد. البته باید به این نکته توجه داشت که مطالعه ای دیگر نشان داده است بادام زمینی یا کره بادام زمینی فاقد فواید افزایش طول عمر هستند و تاثیری در این زمینه ندارند. همچنین، گردو یکی از مواد غذایی است که مصرف آن می تواند به باهوشتر شما منتج شود.
پروتئین های گیاهی
لازم نیست تا وعده های غذایی حاوی گوشت خود را به طور کامل حذف کنید اما افزودن چند وعده غذایی بدون گوشت در هفته می تواند به افزایش طول عمر شما کمک کند. بنابر نتایج مطالعه انجمن نفرولوژی آمریکا، افزودن منابع گیاهی پروتئین به رژیم غذایی می تواند طول عمر شما را افزایش دهد، به ویژه اگر از مشکلات کلیه رنج می برید. مواد غذایی مانند کینوا، برنج، لوبیاها، سویا، توفو، و گندم سیاه فواید فیبر، ویتامین ها، و مواد معدنی موجود در خود را به رژیم غذایی شما می افزایند.
هویج
انواع مختلف هویج از مواد غذایی سالم اصلی محسوب می شوند و جای شگفتی ندارد که برای انسان مفید هستند. اما آیا می دانستید مصرف هویج نه تنها می تواند به طول عمرتان اضافه کند بلکه در حفظ ظاهری جذابتر نیز به شما کمک می کند؟ نتایج مطالعه پژوهشگران دانشگاه گلاسکو نشان داده است که کاروتنوئیدهای موجود در هویج که رنگ نارنجی روشن را به آن می بخشند می توانند روند پیری را کند کرده و فرد را برای جفت های بالقوه خود جذابتر سازد.
ساردین
نتایج مطالعه آکادمی تغذیه و رژیم های غذایی آمریکا نشان داده است که اسیدهای چرب امگا-3 فواید چشمگیری در زمینه طول عمر دارند و به کاهش خطر ابتلا به بیماری قلبی و دیابت کمک می کنند. در شرایطی که می توانید این ترکیبات جادویی را در انواع مختلف ماهی های چرب پیدا کنید، یکی از بهترین منابع آن که البته کمتر شناخته شده است، ماهی ساردین محسوب می شود.
تنها یک وعده از این ماهی های کوچک می تواند نصف نیاز روزانه شما به اسیدهای چرب امگا-3 و 400 درصد از نیاز روزانه به ویتامین B12، یکی دیگر از مواد مغذی موثر در طول عمر بیشتر، را تامین کند. از آنجایی که ساردین ها کوچک هستند در پایین زنجیره غذایی قرار گرفته و از این رو احتمال آلودگی آنها با سموم مختلف نسبت به ماهی های بزرگتر مانند ماهی تن یا سالمون کمتر است.
حلزون
حلزون در برخی از کشورهای جهان مانند فرانسه از جمله غذاهای محبوب و پر طرفدار محسوب می شود. حلزون منبع خوبی برای آهن است. آهن موجود در حلزون می تواند به پیشگیری از کم خونی و افزایش طول عمر انسان کمک کند.
نارگیل
نتایج یک مطالعه انجام شده توسط پژوهشگران دانشگاه کپنهاگ دانمارک نشان داده است، مصرف یک رژیم غذایی سرشار از چربی های سالم از جمله اسیدهای چرب زنجیره متوسط که در نارگیل یافت می شوند، روند پیری مغز را در نتیجه محافظت از آسیب دیدن DNA کند می سازد. در شرایطی که این مطالعه روی موش ها صورت گرفته است، اما پژوهشگران اعلام کرده اند که نارگیل می تواند نتایجی مشابه را برای انسان به همراه داشته باشد و به جوان نگه داشتن مغز کمک کند.
کلم ترش
کلم رنده شده و آب پز شده با سرکه و دیگر غذاهای سرشار از باکتری های خوب مانند ماست، کفیر و کیمچی (نوعی خوراک تخمیر شده کره ای) می توانند به افزایش طول عمر انسان کمک کنند. عامل کلیدی در این زمینه انواع مختلف پروبیوتیک موجود در غذاهای تخمیر شده محسوب می شود. باکتری های خوب التهاب را کاهش می دهند، سیستم ایمنی بدن انسان را تقویت می کنند، و به سوخت و ساز بهتر کمک می کنند که این شرایط می تواند به افزایش طول عمر انسان منتج شود.
سیب زمینی شیرین
به گفته پژوهشگران دانشگاه ایالتی کانزاس، سیب زمینی های شیرین با توجه به ویژگی های افزایش طول عمر خود می توانند نقشی ویژه در رژیم غذایی انسان داشته باشند. سیب زمینی های شیرین که در انواع و رنگ های مختلف در دسترس هستند حاوی سطوح بالای آنتوسیانین هستند. آنتوسیانین ترکیبی است که می تواند خطر ابتلا به سرطان را کاهش داده و طول عمر انسان را افزایش دهد.
شکلات
شکلات از خوراکی های محبوب و دوست داشتنی در سراسر جهان است و دانشمندان دریافته اند مصرف انواع خوب آن، به ویژه شکلات تلخ، می تواند به افزایش طول عمر انسان کمک کند. شکلات منبع خوبی برای رسوراترول، ترکیبی قدرتمند که می تواند نشانه های پیری سلولی را معکوس سازد، محسوب می شود. برای دریافت فواید ضد پیری کامل خوردن شکلات تلخ توصیه می شود.
انار
انار دارای قدرت های فوق العاده ای است. بنابر نتایج مطالعه پژوهشگران فرانسوی، این میوه می تواند در افزایش طول عمر انسان نیز نقش داشته باشد. به گفته دانشمندان، مولکول Urolithin A که در میوه انار یافت می شود توسط میکروب های موجود در روده تغییر شکل یافته و سلول های عضلانی را قادر می سازد در برابر یکی از دلایل اصلی پیری از خود محافظت کنند. بدون تردید، مصرف انار یکی از خوشمزهترین روش های موجود برای افزایش طول عمر به نظر می رسد.
محدودیت کالری دریافتی
به تازگی مطالعه ای در نشریه نیچر به چاپ رسید که بهترین گزینه برای افزایش طول عمر را محدود کردن مصرف مواد غذایی عنوان کرده بود. طی این مطالعه پژوهشگران دریافتند مردم، حیوانات و حتی کرم هایی که یک رژیم غذایی محدوده شده از نظر دریافت کالری را مصرف می کنند حدود 40 درصد بیشتر از همتایان پرخور خود عمر می کنند.
البته حالت نیمه گرسنه دائمی می تواند سال های اضافی عمر انسان را ناخوشایند سازد و از این رو مطالعات جدیدتر بر مفهوم «روزه داری متناوب» یا عدم مصرف مواد غذایی برای دوره هایی از 12 ساعت تا 36 ساعت متمرکز بوده اند. از این طریق می توانید از فواید محدودیت کالری دریافتی بدون تجربه گرسنگی آزار دهنده بهرهمند شوید. یک رژیم غذایی کم کالری نقشی کلیدی در حفظ سلامت و طول عمر بیشتر انسان دارد.
منبع:salamatnews.com
مجموعه: مكانهاي تاريخي ايران
قلعه رودخان
این قلعه قدیمی که در میان جنگل های انبوه و مرطوب شمال گیلان پنهان شده، «قلعه رودخان» نام دارد که قدمت آن به دوره ی پیش از اسلام در ایران باز می گردد. در حالی که این مکان از نواحی پرطرفدار میان ایرانیان است، توریست های خارجی کمتر از آن اطلاع دارند. برخی از کارشناسان، ساخت قلعه را در دوران ساسانیان و مقارن با حمله اعراب به ایران دانسته اند. در دوره سلجوقیان این قلعه تجدید بنا شد.
مسیر سربالایی جنگل تا رسیدن به قلعه که بین دو قله ی سرسبر واقع است، بیش از یک ساعت پیاده روی دارد. به همین دلیل است که محلیان «رودخان» را «قلعه هزار پله» می خوانند. پس از بازدید از این بنای تاریخی و پایین آمدن می توانید در رستوران و غذاخوری های جاده فومن از خوردن غذاهای ایرانی از جمله «ترش کباب» لذت ببرید.
دیوار قلعه 1500 متر طول دارد و در آن 65 برج و بارو قرار دارد. این قلعه در ارتفاع حدود 700 متری از سطح دریا واقع شده و در کنار آن رودخانه ای به همین نام جاری است.
قدمت قلعه رودخان به دوره ی پیش از اسلام در ایران باز می گردد
گنبد سلطانیه
در شمال غرب استان زنجان، یکی از جاذبه های گردشگری ایران که به عنوان میراث جهانی یونسکو ثبت شده واقع است. آرامگاه «اولجایتو» در سلطانیه یکی از بزرگ ترین گنبدهای جهان را داراست. این گنبد بین سال های 1302 تا 1312 میلادی در شهر سلطانیه، پایتخت حکومت ایلخانیان روی قبر هشتمین حاکم ایلخانی واقع شده است.
گرچه بیشتر کاشی ها و نمای بیرونی ساختمان، رنگ و لعاب شان را به گذر سالیان باخته اند، آجرکاری ظریف، کاشی های رنگی و طراحی داخل آرامگاه تا حد زیادی از چنگ زمان جان سلام به در برده اند.
گفته می شود ساختار دولایه این گنبد، الهام بخش ساخت «تاج محل» که از مهم ترین جاذبه های گردشگری هند به حساب می آید، شده است. «اولجایتو» که مادری مسیحی داشت و بعدها به دین اسلام گروید، گنبد سلطانیه را برای گردآوری و نشانه های مذهبی بنا کرد، اما وقتی با مخالفت هایی مواجه شد، این مکان را به عنوان آرامگاه خود برگزید. در مسیر بازگشت به زنجان هم می شود از غذاهای سنتی ایرانی از جمله دیزی، کباب بره یا سوپ نخود لذت برد.
گنبد سلطانیه مقبرهٔ اُلجایتو است که در شهر سلطانیه (پایتخت ایلخانیان) ساخته شد
عمارت بخردی
کاروانسرایی 400 ساله از عهد صفویان در اصفهان وجود دارد که با اتاق های متعددش میزبان مسافران دوره قاجار هم بوده است. عمارت بخردی اکنون عنوان قدیمی ترین اقامتگاه در دست بازسازی در ایران را یدک می کشد. پنجره هایی با شیشه های رنگارنگ که از دوره های صفوی و قاچار باقی مانده، با مبلمانی از جنس چوب چنار جلوه ای دوچندان به این خانه بخشیده است.
مهمانسرا در میان باغ هایی پر از میوه و گل های وحشی واقع شده و از پنج سال پیش توسط «مرتضی بخردی» طراح داخلی و کارشناس بازسازی در دست نوسازی است. این طراح معتقد است این خانه متعلق به منجمی از عهد صفویان بوده و حتی درهای ساختمان اصلی که به سمت اتاق های طبقه بالا باز می شوند، درهای سنگین و چوبی اصل هستند که با چوب درخت چنار بازسازی شده اند. این مهمانسرا حتی میان اصفهانی ها نیز چندان شناخته شده نیست و شهرت آن دهان به دهان چرخیده است.
عمارت بخردی یکی از بناهای تاریخی به جای مانده از عصر صفوی می باشد
هتل صخره ای کندوان
حدودا 30 مایل که از سمت شمال غربی تبریز فاصله بگیرید، به روستایی صخره ای می رسید که کندوان نام دارد. مردم این منطقه در غارهایی زندگی می کنند که در دل سنگ های آتشفشانی کوه سهند تراشیده شده اند.
هتل لوکس کندوان در دل روستایی 800 ساله واقع است، اما اتاق های غارگونه اش کاملا به امکانات مدرن مجهز است. طبق افسانه های محلی، آب معدنی که از کوه سهند سرچشمه می گیرد و خاصیتی پزشکی دارد، از بهشت عدن نشأت گرفته است.
مسافران می توانند برای به دست آوردن آرامش و جذب خاصیت شفابخشی در این آب ها غوطه ور شوند. همچنین در برخی اتاق ها وانی وجود دارد که آب معدنی مستقیما از طریق لوله کشی به آن هدایت می شود.
هتل لوکس کندوان در دل روستایی 800 ساله واقع است
برج طغرل
برج طغرل، بنایی متعلق به دوره سلجوقیان در شهر ری است. ری در حاشیه جنوبی تهران، پایتخت ایران واقع است. ری که همیشه زیر سایه ی دید مسافران مشتاق به نواحی شمالی شهر تهران قرار دارد، قدیمی ترین منطقه ی استان است که خانه ی بناهای تاریخی ارزشمندی از جمله بازار 500 ساله ی صفوی است.
برج طغرل در واقع آرامگاه «طغرل بیگ» پادشاه سلجوقی است که پیش از حمله مغول ها در اوایل قرن سیزدهم ری را مرکز حکومت خود قرار داد.
پس از تماشای این میراث معماری تاریخی، می توانید از ری (جاذبه تمدن اسلامی) به منطقه ارامنه نشین تهران بروید و از قهوه ها و شیرینی های «کافه نادری» بچشید؛ قهوه خانه ای که همچنان ظاهر سنتی اش را حفظ کرده و از قدیم پاتوق نویسندگان بزرگ ایرانی بوده است.
برج طغرل، بنایی متعلق به دوره سلجوقیان در شهر ری است
منبع:jamejamonline.ir
مجموعه: احادیث و سخنان بزرگان
قالَ رَسُولُ اللّهِ صلّى اللّه علیه و آله :
اِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَیْنِ علیه السّلام حَرارَةً فى قُلُوبِ الْمُؤ منینَ لا تَبْرَدُ اَبَداً.
پیامبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله فرمود :
براى شهادت حسین علیه السلام ، حرارت و گرمایى در دلهاى مؤ منان است که هرگز سرد و خاموش نمى شود .
منبع : کتاب جامع احادیث الشیعه ، ج 12، ص 556احادیثی در مورد محرم و امام حسین (ع)
مجموعه: زندگینامه بزرگان دینی
وداع امام حسین با قبر پیامبر
وداع امام حسین (ع) با قبر جدش
امام حسین علیه السلام در شب دوّم به کنار قبر جدش (ص) شتافت در حالی که غمگین و اندوهناک بود تا از ستم ستمکاران نزد آن حضرت شکایت بَرَد. امام (ع) در برابر قبر شریف ایستاد، دو رکعت نماز خواند، بسیار متأثر و افسردهخاطر بود، آنگاه از محنتها و گرفتاریهایی که بر آن حضرت وارد شده بود، شکایت کرد و گفت:
«خداوندا! این قبر پیامبرت محمد است و من فرزند دختر محمد، ماجراهایی برایم پیش آمده که تو میدانی. خداوندا! من معروف را دوست میدارم و از منکر، بیزارم، ای دارنده شکوه و عظمت، به حق این قبر و هر کسی که در آن است از تو میخواهم برای من آنچه را موجب رضایت تو و پیامبرت است، انتخاب فرمایی.»
امام حسین (ع) جدش را در خواب میبیند
حضرت حسین (ع) برای مدتی طولانی به قبر جدش نگاه کرد، در حالی که اطمینان یافته بود که دیگر آن را نخواهد دید، آنگاه به گریه افتاد.
هنوز سپیده صبح ندمیده بود که آن حضرت را خواب فرا گرفت، جدّش حضرت رسول (ص) را در خواب دید که با گروهی از فرشتگان آمده بود. آن حضرت، امام حسین (ع) را در آغوش گرفت و میان دو چشم وی را بوسید در حالی که به وی میفرمود: «ای پسرم! گویی که تو به زودی در کربوبلا در میان جمعی از امتم، کشته شده و سربریده خواهی شد در حالی که تشنه خواهی بود و به تو آب نخواهند داد و تشنهکام خواهی بود اما سیراب نخواهی شد، آنها با این وجود به شفاعتم در روز قیامت امید خواهند داشت، برای آنان در نزد خداوند، بهرهای نخواهد بود.
عزیزم! حسین! پدر، مادر و برادرت بر من وارد شدهاند، آنها مشتاق تو هستند، همانا برای تو در بهشت درجاتی است که جز با شهادت به آنها دست نخواهی یافت...»
امام حسین (ع) برای مدتی طولانی به جدش (ص) نگاه کرد و عطوفت و مهربانی آن حضرت را نسبت به خود به یاد آورد. آنگاه، اشتیاقش فزونی یافت و محنتهای بزرگی که از حکومت اموی بر او وارد میشد در نظرش مجسم گشت؛ زیرا وی یا باید با فاجر بنیامیه بیعت کند و یا کشته شود. آنگاه به جدش متوسل شد و با تضرع به او گفت: «ای جد من! نیازی به بازگشت به دنیا ندارم، مرا نزد خود ببر و مرا با خود به منزلت وارد کن.»
پیامبر (ص) متأثر شد و به وی فرمود: «باید به دنیا باز گردی تا شهادت روزیات شود و پاداش بزرگی که خداوند در آن برای تو قرارداده است، تو و پدر و عمو و عموی پدرت، روز قیامت در یک گروه محشور میشوید تا وارد بهشت گردید.»
حضرت حسین (ع) پریشان و مضطرب، از خواب برخاست، در حالی که امواجی از درد و غم بر او دست یافته بود و به یقینی که کوچکترین شکی در آن راه نداشت، رسیده بود که حتماً شهادت روزیاش خواهد گشت، پس همه اهل خانهاش را جمع کرد و آن خواب غم انگیز را برایشان گفت، در آن روز در شرق زمین یا در غرب آن، هیچ کس بیش از اهل بیت رسول اللَّه (ص) غمگین و هیچ مرد و زنی بیشتر از آنان گریان نبود.
هنگامی که امام تصمیم به ترک مدینه گرفت، بانوان خاندان عبدالمطلب غرق در اندوه و غم شدند
وداع امام حسین (ع) با قبر مادر و برادرش
حضرت حسین (ع) در تاریکی شب به سوی قبر مادرش، یادگار پیامبر (ص) و پاره تن آن حضرت رفت و مدتی در برابر قبر شریفش ایستاد، در حالی که نگاههای آخرین وداع را بر قبر میافکند و عواطف سرشار و مهربانیهای فراوانش را به یاد میآورد، دوست میداشت که زمین باز شود تا مادر، وی را همراه خود به زیر خاک برد، آنگاه به گریه افتاد و با قبر، وداعی گرم نمود و سپس به طرف قبر برادر پاکش حضرت حسن (ع) رفت و با اشک خود، زمین قبر را سیراب کرد، در همان حال دردها و غمها او را در بر گرفته بودند. پس از آن، غرق در اندوه و غم به خانه خود بازگشت.[۳]
هراس بانوان بنیهاشم
هنگامی که امام تصمیم به ترک مدینه و پناه بردن به مکه گرفت، بانوان خاندان عبدالمطلب، در حالی که به شدت محزون و متأثر بودند جمع شدند؛ زیرا خبرهای بسیاری از رسول خدا (ص) در مورد کشته شدن فرزندش حسین (ع)، به آنان رسیده بود.
آنها شروع به نوحه سرایی نمودند و صدایشان به گریه بلند شد. منظرهای هراسانگیز بود، حضرت حسین (ع) با ارادهای محکم، روی به آنان کرد و فرمود: «شما را به خدا! این کار را که معصیت خداوند و پیامبر است، آشکار نکنید.»
دلهایشان به درد آمد و فریاد زدند: «نوحه سرایی و گریه را برای چه کسی میخواهیم، امروز نزد ما همانند روزی است که رسول خدا (ص)، علی، فاطمه و حسن درگذشته بودند... خداوند ما را فدای تو قرار دهد، ای محبوب نیکان...!»
یکی از عمههای آن حضرت به سوی او آمد در حالی که چهرهاش برافروخته شده بود. با صدایی که از گریه مرتباً قطع میشد، گفت: هاتفی را شنیدم که میگفت:
وان قتیل الطف من آل هاشم
اذل رقاباً من قریش فذلت
«آن کشته سرزمین طف، از خاندان ها
شم، گردنهایی از قریش را به ذلّت نشاند و آنها خوار شدند.»
امام (ع) او را آرام کرد و دستور به شکیبایی داد همان گونه که دیگر بانوان از خاندان عبدالمطلب را چنین امر فرموده بود.»
منبع: karbobala.com
مجموعه: آرامش سبز
اشعار شهادت حضرت عبدالله بن الحسن علیه السلام
از غم بی کسی ات حوصله سر می آید
از غم بی کسی ات حوصله سر می آید
دست و پا میزنی و خون به جگر می آید
در قدوم تو سر انداختن و جان دادن
به خدا از من عاشق شده بر می آید
یادگار حسنت بی زره و بی شمشیر
سر یاری تو از خیمه به سر می آید
پاره گشته لب خشکیده ات از تیر بگو
کاری از دست من خسته اگر می آید
کوهی از نیزه و شمشیر به دورت بس نیست
هیزم و سنگ ز هر سو چقدَر می آید
آه از این همه زخمی که به پیکر داری
بیشتر سینه ی زخمت به نظر می آید
هر نفس از دهنت خاک برون میریزد
اشک از دیده نه خونابه جگر می آید
نیزه حالا که تنت را به زمین دوخته است
به هوای سر تو چند نفر می آید
تیر در حال فرود است گلویت ببُرد
عمو از بازوی من کار سپر می آیددست من مثل سر اصغرت آویزه به پوست
یادم از کوچه و از آتش و در می آید
کاش با چادر خود عمه ببَندد چشم
مادری را که به دیدار پسر می آید

منبع:ghasemiyoon.ir











